1. مقدّمه
کتاب اخلاق ناصری یکی از نگاشتههای پرارج دانشمند نامور ذوفنون خواجه نصیرالدّین طوسی (د: 672 ه.ق.) است که در شمار مهمترین و برجستهترین متونِ مَدرَسیِ (کلاسیک) اخلاق و حکمت عملی اسلامی جای دارد. خواجه این کتاب را همچون برخی از دیگر آثار مهمّ خودش با قلمی متین به زبان پارسی رَصین تألیف کرده است و اثری آفریده که در وثاقت تحریر و لطف تقریر و دقّتنظر بینظیر است. رکنالدّین جرجانی (زنده در 728 ه.ق.) به دلیل اهمّیّت اخلاق ناصری، و برای آنکه استفاده از آن برای عربیزبانان نیز میسّر گردد، این متن را به زبان عربی ترجمه کرده است. تعریب جرجانی از اخلاق ناصری موسوم به «الأخلاق النصیریّة فی تعریب الأخلاق الناصریّة» را چندی پیش دانشمند ارجمند آقای دکتر یُپ لَمیِر (Joep Lameer) تصحیح کرد و در سال 2015 میلادی در سلسله منشورات انتشارات بریلِ هلند منتشر نمود.1 چند سال پیش از چاپ این اثر، ترجمۀ عربیِ دیگری از کتاب اخلاق ناصری نیز بر دست یکی از محقّقان لبنانی، دکتر محمّدصادق فضلالله، فراهم آمد و بهطبع رسید. این ترجمه در سال 1429 هجری قمری / 2008 میلادی از سوی انتشارات دارالهادی للطباعة و النشر و التوزیع در لبنان انتشار یافت.2 در نوشتار حاضر به معرّفی این دو ترجمۀ مختلف، و مقایسۀ اجمالی آن دو برگردانِ عربیِ کهن و معاصر از متن اخلاق ناصری میپردازیم.
2. اخلاق ناصری و مکتوبات پیرامونیِ آن
خواجه نصیرالدّین طوسی دو کتاب مهم در دانش اخلاق تألیف کرده است که از حیث ساختار و سبک و محتوا تفاوتهای بسیاری با یکدیگر دارند. این دو کتاب، در زمان اقامت خواجه در میان اسماعیلیان، به اشارت حاکم و محتشم اسماعیلی قُهِستان، خواجه ناصرالدّین ابوالفتح عبدالرحیم بن ابیمنصور تألیف شده است. به مناسبت اهداء هر دو اثر به خواجه ناصرالدّین محتشم، یکی از آنها «اخلاق ناصری» نام گرفته است و دیگری «اخلاق محتشمی». خواجه نصیر اخلاق ناصری را در قالبِ ترجمه و تهذیب و تکمیل کتاب طهارة الأعراق یا تهذیب الأخلاقِ ابوعلی مِسکَوَیه (د: 421 ه.ق.) تألیف کرده و بنا بر قرائنی، در حدود سال 633 ه.ق. به انجام رسانده است.3 بنابراین اخلاق ناصری همچون تهذیب الأخلاقِ ابوعلی مِسکَوَیه سیاق و سبک و درونمایهای نظری و فلسفی دارد و بر پایۀ اصول و فلسفۀ اخلاقِ ارسطوئی فراهم آمده است. بر خلاف آن، کتاب اخلاق محتشمی، بر بنیاد آیات قرآن و رِوایات امامان:و پند و اندرزهای حکمای یونان و ایران نگاشته شده است و شیوهای واعظانه و تبلیغی دارد و از این حیث به کتاب الحکمة الخالدهی ابوعلی مِسکَوَیه همانند است. از تاریخ تألیف اخلاق محتشمی اطّلاع دقیقی در دست نیست؛ ولی مرحوم دانشپژوه احتمال داده است که با توجّه به سادگی متن اخلاق محتشمی، این کتاب پیش از اخلاق ناصری نوشته شده باشد.4 اگرچه این احتمال قابل طرح است، باید بخاطر داشت که گاه سادگی متن نشان از پختگی و بلوغ فکری نویسنده دارد و در این صورت شاید احتمال پیشگفته قابل اثبات نباشد.
دربارۀ اهمّیّت و ویژگیهایِ کتاب اخلاق ناصری سخن بسیار گفته شده است و نوشتارهای متعدّدی نیز انتشار یافته. از این رو در مقال حاضر، قصد سخن گفتن از متن فارسی اخلاق ناصری و ابعاد گوناگون مهمّ آن را نداریم. ویراستها و تلخیصها و ترجمهها و تحریرهای فارسی مختلفی که از این کتاب فراهم آمده است، خود، بهقدر کافی حکایت از ارج و منزلت خاصّ اخلاق ناصری در میراث اخلاقی و فلسفی جهان اسلام و اقبال دانشوران به آن دارد. در اینجا برخی از مهمترین نگاشتههایی که پیرامون اخلاق ناصری فراهم آمده است بهاختصار معرّفی میشود.
از متن فارسی اخلاق ناصری، گذشته از چاپهای سنگی مختلف آن در ایران و هند و مناطق دیگر که گاه با توضیحات و تعلیقات بسیار سودمند همراه است و از این حیث همچنان قابل استفاده و شایان توجّهاند، چندین چاپ حروفی عرضه شده5 که از میان آنها دو طبع مُتَداوَلتر است: یکی چاپ انتشارات علمیّۀ اسلامیّه6، و دیگری چاپ منقّح و انتقادیِ مجتبی مینُوی و علیرضا حَیدری7 که در حال حاضر برترین ویراست کتاب بهشمار میآید. مرحوم استاد هُمائی نیز ظاهراً ویراستی منقّح از این کتاب را بر اساس نُسَخ متعدّد به همراه حواشی و تعلیقات و توضیحات بسیار فراهم آورده بوده است که معالأسف تاکنون بهچاپ نرسیده است.8
در خصوص ترجمههای موجود از کتاب اخلاق ناصری درخور ذکر است که بهغیر از دو ترجمۀ عربیِ کهن و معاصر این کتاب که در نوشتار حاضر از آنها سخن میگوییم، یک ترجمۀ انگلیسی متین از آن کتاب نفیس نیز سالها پیش بر دست جی. ام. وِکِنز / ویکِنز فراهم آمده و در لندن منتشر شده است.9 همچُنین، بنا به گفتۀ محمّدصادق فضلالله، علی مقلّد در رسالۀ دکتری خود با عنوان «الحکمة العملیّة عند نصیرالدین الطوسی»10 بخشهای عمدهای از کتاب اخلاق ناصری را از روی ترجمۀ انگلیسی وِکِنز به عربی ترجمه کرده است.11 به عقیدۀ فضلالله، ایراد عمدۀ این برگردانِ عربی، صرفنظر از عدم ترجمۀ مقدّمۀ کتاب و برخی از ابواب ابتدائی آن، بروز خطاهای مهم در فهم عبارات خواجۀ طوسی است که البتّه ریشه در ترجمۀ نامطلوب وِکِنز دارد. فضلالله، ترجمۀ انگلیسی وِکِنز را ترجمهای مغلوط دانسته که از افادۀ بسیاری از معانی و مرادات خواجه ناتوان است و به همین دلیل _ چنانکه مقایسۀ ترجمۀ انگلیسی با متن فارسی اخلاق ناصری نشان میدهد _ فاصله و تفاوت بسیاری با متن اصلی کتاب اخلاق ناصری دارد.12
برخلاف نظر فضلالله، دکتر یُپ لَمیِر که سرتاسر ترجمۀ انگلیسی وِکِنز را با متن فارسی اخلاق ناصری و نیز ترجمۀ عربی رکنالدّین جرجانی از آن مقایسه کرده است، عمیقاً بر این باور است که ترجمۀ وِکِنز علیرغم پارهای اشکالات، در مجموع، برگردانی بسیار بسیار زیبا و دقیق از متن اخلاق ناصری است.13
گذشته از ترجمههای پیشگفته، با توجّه به نثر نسبتاً دشوار خواجه نصیر در اخلاق ناصری که _ به تعبیر ابنخاتون عاملی _ اگرچه فارسی است، امّا چون از قلم دانشمندی همچون خواجه تراویده، آنسان نیست که کسانی جز دانشوران و آشنایان به فنون حکمت، به فهم همۀ مطالب آن نائل آیند،14 چندین بازنویسی و تحریر شرحگونۀ فارسی ساده نیز به قصد آسانسازی متن آن کتاب فراهم آمده است. از جمله، تحریری فارسی از اخلاق ناصری به نامِ «توضیح الأخلاق» بر دست سَیّد علاءالدّین حسَین حسَینی مرعشی آملی (د: 1064 ه.ق.) معروف به «خلیفه سلطان» در سال 1051 هجری قمری نوشته شده است که هنوز بهچاپ نرسیده؛ ولی در باب آن پژوهشهایی منتشر شده است.15 برخلاف آنچه در بسیاری از منابع اصلی آمده است،16 توضیح الأخلاقِ خلیفه سلطان، تلخیص و گزیدهای از اخلاق ناصری نیست، بلکه بازنویسی و به نوعی، شرح تمام عبارات کتاب اخلاق ناصری را دربردارد.17 همچنین یک تحریر مهمّ دیگر از اخلاق ناصری زیر عنوانِ توضیح الأخلاقِ عبدالله شاهی به خامۀ شمسالدّین محمّد بن سدیدالدّین علی بن خاتون عاملی (زنده در 1068 ه.ق.)، شاگرد و خواهرزادۀ شیخ بهائی (د: 1030 ه.ق.)، نوشته شده که بهچاپ نیز رسیده.18
افزون بر این، چند شرح نیز بر اخلاق ناصری نگاشته شده که از میان آنها شرح سيّد علی محمّد ابن سيّد محمّد سلطان العلماء نقوی هندی (د: 1312 ه.ق.) با عنوان «شرح الأخلاق الناصری»19 و شرح عبدالرحمن بن عبدالكريم عبّاسی بُرهانپوری با نام «مفتاح الأخلاق» تحریر یافته در سال 1085 ه.ق. شایان ذکر است. شرح بُرهانپوری مشتمل بر دو بخش است: در یک بخش، لغات دشوار اخلاق ناصری توضیح داده شده است و در بخش دیگر آیات و احادیث و اشعار و اقوال حکماء و علماء.20 شرحِ فلسفیِ بسیار مبسوط امّا ناقصی بر اخلاق ناصری با نام «تجلّی الإشراق» هم به قلم عالمی سُنّی نگاشته شده است که دستنوشتهایی از آن بر جا مانده.21 شروح دیگری نیز به قصد ایضاحِ عبارات و مطالبِ کتاب اخلاق ناصری بر این اثر نوشته شده است که مرحوم محمّدتقی دانشپژوه در مقدّمۀ سودمند خود بر اخلاق محتشمی بدانها اشاره کرده.22گذشته از اینها، شماری تلخیص و گزیده نیز از اخلاق ناصری فراهم آمده که از بین آنها در دورۀ معاصر، تلخیص مرحوم استاد جلالالدّین هُمائی با نام «منتخب اخلاق ناصری»23 و پس از آن، گزیدۀ پرداختهشده بر دست دکتر صمد موحّد موسوم به «کلید سعادت»24 درخور ذکر است.25
3. رکنالدّین جرجانی و ترجمههای او از آثار نصیرالدّین طوسی
رُکنالدّین محمّد بن علی بن محمّد جُرجانیِ حلّیِ غَرَوی (زنده در 728 ه.ق.) متکلّم و مترجم زبردست شیعی، از شاگردان علّامۀ حلّی (د: 726 ه.ق.) و جدّ مادری متکلّم و فقیه برجستۀ امامی، فاضل مِقداد سُیُوری (د: 826 ه.ق.) بوده است.26 او گرچه در استرآباد ولادت یافته و بالیده بود، در حلّه تحصیل کرد و در نهایت، ساکن نجف شد. دربارۀ احوال و آثار و آراء او تاکنون پژوهش جامع و دقیقی صورت نگرفته است و هم منابع تراجمی در این خصوص فاقد اطّلاعات لازم است و هم پژوهشهای جنبیِ مبسوطی در باب وی تا بهامروز سامان نیافته. مهمترین آثار کلامی جرجانی، یعنی «إشراق اللاهوت فی شرح الياقوت»27 و «الأبحاث فی تقويم الأحداث»28 نیز هنوز تصحیح و منتشر نشده است.
بنابراین، در زمینۀ آراء و آثار جرجانی باید تحقیق درازدامنی سامان گیرد و نوشتارهای موجود در باب او و تألیفاتش مختصر و ناکافی است. مدخل ضعیف و ناپختهای هم که در دائرةالمعارف بزرگ اسلامی در باب او نوشته شده است29 کاستیها و ناراستیهای قابل توجّهی دارد. برای نمونه، در این مدخل نه به اثر مهمّ جرجانی به نام «إشراق اللاهوت» اشارهای شده است، و نه حتّی به یکی از چاپهای موجود از آثاری چون تعریب فصول نصیریّه و برگردان عربی اوصاف الأشراف ارجاع داده شده؛ بلکه بهجای آن، فقط برخی از نسخههای آن آثار معرّفی شده است. از این گذشته، نام شرح فاضل مقداد بر تعریب فصول نصیریّه بهجای «الأنوار الجلالیة فی شرح الفصول النصیریة» به ریختِ نادرست «الانوار الحلالیة فی شرح العضول النصیریة» درج شده و باز بهجای اشاره و ارجاع به متن چاپی کتاب الأنوار الجلالیة فی شرح الفصول النصیریة _ که قریب به ده سال پیش از چاپ این مدخل از دائرةالمعارف انتشار یافته بوده است30 _ به معرّفی یکی دو نسخۀ خطّی از آن اکتفا شده است.31
جرجانی را باید متخصّص ترجمۀ آثار فارسی خواجه نصیر به زبان عربی دانست. او شش اثر مهمّ خواجه در علوم مختلف را به تازی ترجمه کرده است و بدینطریق زمینۀ آشنایی دانشوران عرب را با نگاشتههای طوسی فراهم آورده. جرجانی در مقدّمۀ ترجمۀ عربیِ خود از اوصاف الأشرافِ خواجه خاطرنشان کرده است که بیشتر نگاشتههای خواجه نصیر به زبان فارسی نوشته شده و به همین دلیل در مناطق دیگر مثل عراق از آن استقبال و استفاده نشده است. از این رو، او تصمیم گرفته کتابها و رسائل خواجه را به عربی ترجمه کند تا نفعش عام گردد و دانشوران عرب نیز بتوانند از آنها بهرهمند شوند. سپس یادآور میشود که او تاکنون توانسته است آثار زیر از خواجه را به عربی ترجمه کند32:
1) اخلاق ناصری (در باب اخلاق)؛
2) أساس الاقتباس (در علم منطق)؛
3) رساله در جبر و قدر (القضاء و القدر)؛
4) رسالۀ فصول نصیریّه (الفُصُول فی الأصول / الفُصُول النصیریة فی الأصول الدینیة، در باب اصول دین)؛
5) شرح کتاب الثمرة از بَطلَمیوس (در علم نجوم)؛
6) أوصاف الأشراف (در سیر و سلوک).
تاکنون از برگردانهایِ عربی أساس الاقتباس و شرح کتاب الثمرة از بَطلَمیوس دستنوشتی یافت نشده است؛ امّا از سایر ترجمههای عربیِ جرجانی نسخههایی موجود است و برخی نیز به چاپ رسیده. ترجمۀ عربیِ جرجانی از فصول نصیریّه چند نوبت منتشر شده است؛33 با این وصف، هنوز چاپ مُنَقَّح و استواری از آن در دست نیست. چند دستنوشت نیز از تعریب وی از رسالۀ جبر و قدر معرّفی شده است34 که البتّه چون در نُسَخ آن نامی از جرجانی نیامده، انتساب آنها به وی قطعی نیست. تا آنجا که میدانم این برگردان عربیِ منسوب تاکنون بهچاپ نرسیده است. ترجمۀ جرجانی از أوصاف الأشراف هم تاکنون بهدفعات منتشر شده است که یکبار همراه با متن فارسیِ اثر35 و چند نوبت نیز بهصورت مستقل نشر یافته.36
در باب ترجمۀ تازیِ جرجانی از اخلاق ناصری که وی آن را «الأخلاق النصیریّة فی تعریب الأخلاق الناصریّة» نام نهاده است و نیز یگانه نسخۀ تاکنون شناختهشده از آن، آقای دکتر یُپ لَمیِر در مقدّمۀ ارزشمند خود بر ویراست این اثر بهتفصیل سخن گفته و برخی از ویژگیهای متنی و زبانی آنها را بازگو نموده. از این رو، علاقهمندان به آگاهیهای افزونتر در این باب باید به ترجمۀ فارسی نوشتار ایشان که در ادامۀ این مقاله درج شده است، مراجعه کنند. در اینجا تنها به چند نکتۀ اصلیِ کوتاه دربارۀ تعریب جرجانی از اخلاق ناصری و دستنوشت بازمانده از آن اشاره میشود.
بر اساس ترقیمۀ نسخۀ موجود از الأخلاق النصیریّة فی تعریب الأخلاق الناصریّة، جرجانی ترجَمۀ تازی اخلاق ناصری را در تاریخ (پنجشنبه) 16 شعبان سال 713 ه ق. در نجف به انجام رسانده است. تنها نسخۀ شناختهشده از ترجَمۀ عربیِ جرجانی از اخلاق ناصری در سال 768 ه.ق./ 1366 م. یا پیش از آن کتابت شده است و به خطّ خود جرجانی (زنده در 728 ه.ق.) نیست.
برگردان عربیِ جرجانی از اخلاق ناصری از چند جهت حائز اهمّیّت است:
نخست، از حیث ارتباط با متن اخلاق ناصری: از این جهت، ترجمۀ جرجانی میتواند به ما در فهم برخی از پیچیدگیها و دشواریهای متن فارسیِ اثر یاری رساند و دستکم تلقّی و برداشت دانشمندی همچون جرجانی را از این متن به ما نشان دهد.
دوم، از حیث ترجمه: این اثر، نمونهای از ترجمهای کهن از یک متن کلاسیک را بر دست مترجمی خِبره و چیرهدست فراروی ما قرار میدهد. این جنبه از اثر، برای مطالعات ترجمه در «دورۀ میانی اسلامی» و شیوۀ کار مترجمان در آن عصر بسیار مهم و قابل استفاده است. در واقع، ترجمۀ جرجانی، نمونۀ یک ترجمۀ عالی از زبان فارسی به عربی در قرن هشتم هجری قمری است و از این منظر، در زمینۀ پژوهشهای مربوط به تاریخ ترجمه منبع و مأخذی ارزشمند بهحساب میآید.
سوم، از حیث زبانشناختی: دستنوشت یادشده از الأخلاق النصیریّة فی تعریب الأخلاق الناصریّة ویژگیهای زبانشناختی مهمّی نیز دارد و بهویژه برای آشنایی با عادات و رسوم کتابتی دورۀ کتابت آن سودمند و شایستۀ بررسی است. خوشبختانه آقای یُپ لَمیِر پژوهش مفصّل و ارزشمندی را در باب برخی از خصائص زبانشناختی این دستنوشت ارائه کردهاند که در بخشی از مقدّمۀ ایشان بر ویراست اثر به چاپ رسیده است.
4. ملاحظاتی در باب ویراست الأخلاق النصیریّة فی تعریب الأخلاق الناصریّة
آقای دکتر یُپ لَمیِر37 ترجمۀ عربیِ اخلاق ناصری موسوم به الأخلاق النصیریّة فی تعریب الأخلاق الناصریّة را بر بنیاد یگانه نسخۀ شناختهشده از آن که با شمارۀOr. 582 در کتابخانۀ دانشگاه لایدن نگهداری میشود، برای نخستینبار تصحیح و منتشر کرده است. دربارۀ ویراست یادشده، پیش از این، دو مقالۀ کتابگُزارانه به زبان انگلیسی یکی به قلم آقای ژول یانسِنس38 و دیگری به خامۀ خانم سوفیا واسالو39 نوشته شده است که در آنها به برخی از محاسن و مَساوی این ویراست اشاره گردیده. در اینجا، نگارنده ارزیابی خویش را از این ویراست بهاختصار ارائه میکند.
قدمت نسخۀ الأخلاق النصیریّة و کیفیّت مطلوب آن، زمینۀ مناسبی را برای ارائۀ ویراستی استوار و صحیح از متن اثر فراهم آورده است. با توجّه به اینکه تصحیح اثر تنها بر اساس یگانه نسخۀ شناختهشده از آن صورت پذیرفته است، امکان ارائۀ نسخهبدلها وجود نداشته است. با این وصف، مصحّح کوشیده است تمام حواشی و توضیحات مندرِج در کنارههای نسخه و میان سطور آن را در قسمت پانوشت کتاب ثبت و ضبط کند. به همین نحو وی در مواردی که ضبط و خوانش مختارش با ضبط نسخه (حتّی در شَکل و إعراب کلمات) تفاوت داشته است، به ضبط موجود در نسخه اشاره نموده است (نگرید از برای نمونه به: ص 205). آقای لَمیِر تمام ترجمۀ عربیِ جرجانی از اخلاق ناصری را با متن اصلیِ فارسی کتاب و نیز ترجمۀ انگلیسی وِکِنز از آن مقابله کرده است و اختلافات مهم میان آنها را در پاورقی یادآور شده. همانگونه که ژول یانسِنس گفته است، ارجاعات مکرّر لَمیِر به ترجمۀ انگلیسی وِکِنز _ که در مواضعی، معنای دقیق عبارات دشوار طوسی را بهخوبی توضیح داده است _ در دستیابی به فهم بهتر از اندیشه و مقصود طوسی بسیار سودمند و یاریگر است.40
یکی از امتیازات ویراست الأخلاق النصیریّة، تعلیقات باریکبینانه و مفید مصحِّحِ آن است. لَمیِر تلاش نموده هر قسمت از اثر را که در معرض ابهام یا ایهام بوده است با تعلیقات خویش روشن کند. او گاه حتّی برای تسهیل در فهم متن، مرجع ضمائری را که ممکن است تشخیص آنها بر خواننده دشوار باشد، در پاورقی مشخّص کرده است. همچُنین، در مواضعی که احتمال بروز اشتباه و خَلط در خوانش کلمات از سوی خواننده میرود، وی به خوانش صحیح آنها در پانوشت اشاره کرده است. برای نمونه، او در صفحۀ 206 پاورقی 3 یادآور شده که خوانش درست کلمۀ «قوته» در عبارت «فی قوته و ماله»، «قُوتِه» است تا مبادا با «قُوَّتِه» خَلط شود.
گذشته از اینها، مصحّح، گاهی نیز به برخی لغزشها و اشکالات موجود در ترجمۀ جرجانی (مثل ترجمۀ تحتاللفظی یا نادرست) توجّه داده است (نگرید از برای نمونه به: پانوشتهای صص 195 و 205 و 254). همچُنین، با توجّه به پیوند و نسبت نزدیکی که میان دو کتاب اخلاق ناصری و طهارة الأعراق / تهذیب الأخلاقِ ابوعلی مِسکَوَیه وجود دارد (بهگونهای که در واقع، اخلاق ناصری ترجمۀ فارسی تهذیب الأخلاق با اِعمال حذف و اضافات و تغییراتی چند است)41 ، مصحّح تلاش کرده در خصوص آن دسته از عبارات اخلاق ناصری که ناظر به مطالب موجود در تهذیب الأخلاق است، ارجاعات لازم بدین کتاب را ارائه دهد. افزون بر این، مصحّح به مسائل تاریخیِ زبانشناسیِ عربیِ مربوط به نسخه نیز توجّه ویژه نموده و در تصحیح خود، اینگونه خصائص زبانشناختیِ دستنوشتِ اساسِ تصحیح خود را مدّنظر قرار داده است. او در مقدّمه و پارهای از تعلیقات کتاب، به بسیاری از این خصائص زبانی و کتابتی نسخه اشاره کرده است؛ امری که معمولاً در تصحیح متون کمتر به آن توجّه میشود. لَمیِر برای معرّفی اثر و شیوۀ تصحیح آن نیز مقدّمۀ مبسوطی نوشته است که بسیار ارزشمند است و خواندنی. ترجمۀ فارسی آن مقدّمه در دنبالۀ این نوشتار درج میگردد.
در یک ارزیابی کلّی، به نظر میرسد که تصحیح الأخلاق النصیریّه با دقّت و ظرافت ستایشبرانگیزی انجام گرفته است و آقای یُپ لَمیِر موفّق شده ویراستی نسبتاً ممتاز و استوار از این متن کهن را ارائه کند. ژول یانسِنس نیز در ارزیابی خود از این ویراست معتقد است که متن فراهمآمده بر دست آقای لَمیِر، رویهمرفته، ویراستی بسیار ارزشمند است.42 بسیاری از ویراستهایی که محقّقان غربیِ امروزی از متون اسلامی عرضه کردهاند، فاقد تعلیقات سودمند و توضیحات اضافی و تأمّلات ویژه در باب متن است. بیشتر آنها بدون آنکه تلاش چندانی برای حلّ دشواریها و غوامض عبارات و مطالب اثر نمایند، صرفاً متن آثار را فراروی خوانندگان قرار میدهند. تصحیح آقای لَمیِر امّا این مزیّت را داراست که با تأمّلات و توضیحات و تذکّرات سودمند در باب متن کتاب همراه است. این توضیحات و تعلیقات، کار سترگ و زحمت بسیار مصحّح را در راستای عرضۀ متنی مُنَقَّح و تا حدّ امکان روشن به مخاطبان نشان میدهد. با این همه، ویراست مورد بحث نیز همچون سایر ویراستها، خالی از کژیها و ناراستیها نیست و در آن، برخی اغلاط حروفنگاشتی و پارهای اشکالات در ضبط نص و نیز بعضی کاستیها در خصوص استفاده از علائم ویرایشی _ که بهکارگیری آنها میتوانست خوانش متن را بر خواننده آسانتر کند _ ، دیده میشود. در ادامه به برخی از اغلاط راهیافته در متن اشاره میشود:
1) ص 190، س 6: رفع النطام ← النظام.
2) ص 195، س 2: ما یتّقف عُروضُه ← یتّفق.
3) ص 197، س 10: قدر صالحیّته ← صلاحیّته.
4) ص 200، س 2: من غیر میل إلی إفراط أو تفریط حدث فیها فضیلة ← الإفراط / التفریط / منها.
5) ص 200، س 6: فیما یتعلق بالعمل کما ینبغي في الکم و الکیف ← بالعمل هو أن تصدر آثارها کما ینبغي.
6) ص 200، س 12: تفسها ← نفسها.
7) ص 204، س 4: السکون ← و السکون.
8) ص 204، س 7: مطاوعة للنفس ← مطواعة.
9) ص 204، س 14: و الحیاء ← [و] الحیاء.
10) ص 205، س 3: لا عن عجز ← العجز.
11) ص 205، س 13: الوحوه المذمومة ← الوجوه.
12) ص 207، س 12: فإن لم یوافق ← و إن.
خانم سوفیا واسالو نیز در بررسی انتقادی خود از ویراست مورد بحث به اشکالاتی از جمله موارد زیر اشاره کرده است:
1) ص 95، س 8: تذکیتها ← تزکیتها.
2) ص 210، س 11: الأشحاص ← الأشخاص.
3) ص 319، س 5: انقتاع ← انقطاع.43
ژول یانسِنس نیز در مقالۀ کتابگزارانۀ خود دربارۀ ویراست آقای لَمیِر، برخی ملاحظات و اصلاحات جزئی را یادآور شده است که به گفتۀ او نمونههای آنها در کلّ کتاب بسیار محدود است. یکی از اشکالات مطرحشده از سوی یانسِنس این است که لَمیِر در سرتاسر ویراست خویش، شیوۀ یکسانی را در خصوص رعایت و بازتاب ویژگیهای مرسومِ زبان عربی میانه در دستنوشت بازمانده از الأخلاق النصیریّة در پیش نگرفته است. به گفتۀ او، لَمیِر در مواردی آن ویژگیها را در ویراست خود باقی نهاده است، حال آنکه در مواردی دیگر، اقدام به تغییر و اصلاح آنها مطابق با زبان عربی معیار کرده است. با این وصف، او معتقد است که این ناهمسانی و ناهماهنگی در رعایت ویژگیهای زبانی و کتابتی مرسومِ زبان عربی میانه، به عرضۀ خودِ ترجمۀ جرجانی و محتوای اثر ضرری وارد نمیسازد و انعکاس آن ویژگیها فقط از حیث زبانشناسی تاریخی حائز اهمّیّت و دقّت است.44 با این وصف، آقای لَمیِر در مقدّمۀ خویش بر ویراست ترجمۀ عربی جرجانی، خود، به این ناهماهنگی و عدم یکدستی اشاره کرده و آن را ناشی از انتخابی آگاهانه و گزینشی عامدانه در خصوص رعایت ویژگیهای مرسومِ زبان عربی میانۀ نسخۀ ترجمۀ جرجانی در ویراست اثر دانسته است.
5. ترجمۀ تازیِ معاصرِ اخلاق ناصری
پیشتر اشاره شد که از اخلاق ناصری، جز ترجمۀ عربی کهنی که بر دست جرجانی فراهم آمده است، ترجمهای معاصر نیز به قلم یکی از محقّقان لبنانی به نام محمّدصادق فضلالله ارائه شده است. فضلالله ظاهراً از ترجمه عربی جرجانی آگاهی نداشته است؛ چون در مقدّمۀ ترجمهاش هیچ اشارهای به برگردان جرجانی نکرده است، بلکه تصریح نموده که با وجود اهمّیّت کتاب اخلاق ناصری در دانش اخلاق اسلامی، از زمان تألیف تاکنون به زبان عربی برگردانده نشده است.45
ترجمۀ فضلالله از اخلاق ناصری بر اساس طبع انتشارات علمیّۀ اسلامیّه صورت گرفته است.46 احتمالاً او از ویراست مینُوی و حَیدری از کتاب اخلاق ناصری نیز هیچ اطّلاعی نداشته است. فضلالله در مقدّمۀ کتابش که به تاریخ 16 رمضان سال 1428 هجریقمری نوشته47 خاطرنشان کرده است که کار ترجمۀ اخلاق ناصری را حدود 25 سال پیش انجام داده ولی به دلیل بروز موانعی تا این زمان موفّق به چاپ آن نشده بوده است.48 بر این اساس او باید ترجمهاش را حدود سال 1403 شروع کرده باشد که چند سال پیش از این هنگام، ویراست مینُوی و حَیدری در ایران منتشر شده بوده است (چاپ اوّل این ویراست، در بهمن 1356 هجری شمسی = 1397 هجری قمری منتشر شده است). فضلالله در مقدّمۀ خودش که آن را چندین سال پس از انتشار ویراست مینُوی و حَیدری نوشته است اصلاً از این ویراست یاد نکرده است و چنانکه گفتیم گویا از وجود آن آگاهی هم نداشته است. بنابراین نخستین ایراد به ترجمۀ فضلالله آن است که ترجمۀ خودش را بر بنیاد طبع نامُنَقَّح و نااستوار انتشارات علمیّۀ اسلامیّه از اخلاق ناصری فراهم آورده است و به همین دلیل، اغلاط موجود در طبع یادشده، به ترجمۀ عربی او نیز راه یافته است. برای نمونه، در چاپ اسلامیّه از اخلاق ناصری این جمله آمده است که: «چون به نهایت ترتیب رسید» (ص 2). فضلالله عبارت یادشده را چُنین ترجمه کرده است: «فلما وصل إلی نهایة الترتیب» (ص 79). امّا این جمله، در ویراست مینُوی و حَیدری بدین شَکل ضبط شده است: «چون بهنهایت تربیت رسید» (ص 33). معلوم است که ضبط غلط کلمۀ «تربیت» در طبع اسلامیّه به صورت «ترتیب»، موجب بروز خطا در ترجمۀ فضلالله شده است.
همچنین فضلالله در ترجمۀ عبارت «مصونیت انسان را که مبدأ وجود صورت نوعیۀ اوست» (چاپ اسلامیّه، ص 2) نوشته است: «مصونیّة الإنسان التي هي مبدأ وجودِ صورته النوعیة» (ص 79)؛ در حالی که در ویراست مینُوی و حَیدری عبارت درست بدین نحو آمده است: «معنویّت انسان را که مبدأ وجود صورت نوعیّت اوست» (ص 33).
نکتۀ مهم در باب زبان و سبک ترجمۀ عربی فضلالله از اخلاق ناصری آن است که زبان عربی مختار او در برگردان متن، بر سیاق و سبک زبان عربی مَدرَسی (کلاسیک یا عربی میانه) است نه به سبک زبان عربی جدید و معاصر. او سعی کرده متن اخلاق ناصری را تا حدّ امکان در قالب زبان عربی رایج در همان عصر خواجه نصیر و زمانۀ نگارش اصل متن فارسیِ اخلاق ناصری ترجمه کند. از این رو، حاصل کار او، فارغ از میزان دقّت و صحّت آن، ترجمهای نسبتاً ساده و روان از اثر است.
فضلالله در ترجمۀ خود، پیش از پرداختن به برگردان متن کتاب اخلاق ناصری، در طی دو فصل، به پارهای مباحث تاریخی مربوط به عصر خواجه نصیرالدّین طوسی و زمینههای نگارش این کتاب اشاره کرده است. او در فصل نخست از کتاب زیر عنوان «القسم الأوّل: فی المُضطَرَب التاریخی العام: التفافات حول عصر الطوسی» ابتدا بهاختصار به مهمترین حوادث تاریخی عصر خواجه نصیر، یعنی حملۀ مغول و سقوط خلافت عبّاسی و زمینهها و پیامدهای سیاسی _ اجتماعی آن پرداخته است (صص 8 _ 18). در ادامه، شرح حالی کوتاه از زندگی خواجه نصیر و حیات علمی او در نیشابور و طوس و بعد در وقت پناهندهشدن وی به اسماعیلیّه آورده است (19 _ 25). فضلالله در همینجا به نقد برخی از دیدگاههای عبدالأمیر الأعسم در کتاب الفیلسوف نصیرالدین الطوسی دربارۀ وابستگی خواجه و خدمت او به اسماعیلیان پرداخته، همچون بسیاری از محقّقان دیگر، همکاری خواجه با آنان را از روی تقیّه دانسته است (ص 29). پس از آن، وی به رابطۀ خواجه نصیر با مغولان، بهویژه هولاکو خان، و نقش او در هدایت آنان در راستای مصالح جامعۀ اسلامی اشاره کرده است (صص 34 _ 37). به همین مناسبت، او واقعۀ سقوط بغداد بهدست مغولان را یادآور شده، در مقام نقد کسانی همچون ابنالقَیِّم الجوزیّه که خواجه نصیر را به ایفای نقش در سقوط بغداد و قتل خلیفۀ عبّاسی متّهم کردهاند، برآمده است (صص 38 _ 45). در دنباله، او شرحی از خدمات خواجه نصیر مثل ایجاد رصدخانه و کتابخانۀ مراغه و دعوت از علمای بلاد مختلف برای حضور در آنجا آورده است (صص 46 _ 48). اسلام آوردن برخی حاکمان مغولی در نتیجۀ تلاشهای خواجه نصیر (ص 49)، جنبههای علمی مختلف خواجۀ طوسی و نقش او در تقویت فلسفۀ اسلامی و نقد فلسفۀ یونانی، تأسیس فلسفۀ کلامی با نگارش کتاب تجرید الاعتقاد، و میراث علمی خواجه در زمینۀ نجوم و ریاضیّات نیز از جمله نِکات دیگری است که فضلالله در این فصلِ مقدّماتی از کتاب بدانها اشاره کرده است (صص 50 _ 57).
در فصل دوم مقدّماتی کتاب زیر عنوان «مدخل علمی مقارن»، مترجم درصدد بیان نِکاتی دربارۀ کتاب اخلاق ناصری برآمده است. مهمترین نِکات مطرحشده در این بخش بدین شرح است:
1) برخلاف گفتۀ عبدالأمیر الأعسم که مدّعی وقوع تغییر در اصل متن کتاب اخلاق ناصری است، خواجه نصیر پس از نگارش کتاب، در متن آن هیچ تغییری ایجاد نکرده، بلکه فقط مقدّمۀ آن را که در حین نگارش کتاب بِناگُزیر و از روی تقیّه بر طبق مسلک اسماعیلیّه و همراه با مدح حاکمان اسماعیلی نگاشته بوده است، تغییر داده و مقدّمۀ دومی را جایگزین آن کرده است (صص 58 _ 60).49
2) طوسی در کتاب اخلاق ناصری صرفاً به ترجمۀ فارسی تهذیب الأخلاقِ ابوعلی مِسکوَیه یا تلخیص آن نپرداخته است، بلکه افزون بر دو فصل تازه در باب حکمت مَدَنیّه و تدبیر منزل، مباحث جدیدی را در زمینۀ اخلاق مطرح کرده که تا پیش از آن، فیلسوفان اخلاق بدانها اشاره نکرده بودند (صص 61 _ 63).
3) عمدهترین منبع خواجه در نگارش کتاب اخلاق ناصری، تهذیب الأخلاقِ مِسکوَیه بوده است. با این وصف، خواجه، اصلاحات قابل توجّهی نسبت به تهذیب الأخلاق انجام داده و مطالبی بر آن افزوده است: گاهی مطالب را با بسط بیشتر بیان کرده است، و گاه آنها را تلخیص نموده، در مواضعی به نقد دیدگاههای مِسکوَیه پرداخته و در مواردی نیز آیه یا رِوایت یا حکایتی را به متن اضافه کرده است. افزون بر این، خواجه پارهای مباحث و موضوعات تازه را آورده و مهمتر اینکه، در جاهایی به تدقیق در اصطلاحات و تعاریفِ مورد استفادۀ مِسکوَیه پرداخته است (صص 61 _ 65).
4) خواجۀ طوسی در نگارش دو فصل مربوط به حکمت مَدَنیّه و تدبیر منزل از آثار فارابی و ابنسینا در زمینههای یادشده استفاده کرده است (ص 66).
5) نصیرالدّین طوسی در تألیف اخلاق ناصری، همچون فیلسوفان اسلامیِ پیش از خود، از میراث فلسفی یونانیان نیز بهره برده است (صص 67 _ 72).
6) اخلاق ناصری از حیث شمول مباحث، از آثار پیش از خود که فلاسفۀ مسلمان در زمینۀ اخلاق نوشتهاند، جامعتر است.
فضلالله فصل بحثانگیزِ مربوط به آداب نوشیدن شراب در اخلاق ناصری را نیز زیر عنوان «آداب الشراب» ترجمه کرده است (صص294 _ 295) و در توجیه نگارش این فصل از سوی خواجه ابراز داشته که طرح این بحث بهمعنای حِلّیّت شُرب خمر از دیدگاه طوسی نیست و او فقط به منظور پیروی و هماهنگی با سایر کتابهای مرسوم آن زمان که در باب آداب و رسوم اجتماعی نوشته میشده است این قسمت را آورده.50 با این وصف، فضلالله در موضع دیگری، بهجای توجیه یادشده، نگارش آن مطالب از سوی خواجه را از روی تقیّه دانسته است.51
6. مقایسۀ اجمالی دو ترجمۀ عربیِ کهن و معاصر از اخلاق ناصری
داوری دقیق در باب کیفیّت و دقّت دو ترجمۀ عربیِ کهن و معاصرِ ارائهشده از سوی جرجانی و فضلالله، و مقایسۀ میان آن دو از حیث میزان وفاداری به متن اصلیِ اخلاق ناصری، اگر برای ما غیرممکن نباشد، لااقل بسیار دشوار است. در واقع، چُنین قضاوتی زمانی بهخوبی امکانپذیر بود که مبنای کار هر دو مترجم متنی واحد و کاملاً یکسان از هر جهت بود؛ یعنی هر دو مترجم عیناً یک متن را فراروی خود میداشتند و از روی آن ترجمه میکردند. ما اکنون اگرچه میدانیم فضلالله در ترجمۀ خود، از طبع اسلامیّۀ اخلاق ناصری استفاده کرده است، هیچ اطّلاعی از آن متن و تحریر اخلاق ناصری که مبنای ترجمۀ جرجانی قرار گرفته بوده است نداریم. همچنانکه دکتر لَمیِر خاطرنشان کرده است:
این پرسش که آیا ترجَمۀ عربی جرجانی از اخلاق ناصری برگردانی وفادار به متن فارسی آن است یا نه، سؤال تازهای را دربارۀ آن متن فارسی اخلاق ناصری که او به هنگام ترجَمه پیشروی خود داشته است پدید میآورد. واضح است که نسخۀ متن فارسیِ در دسترس جرجانی از این کتاب با ویراستی که مینُوی و حَیدری از متن فارسی اخلاق ناصری ارائه کردهاند، یکی نبوده است. در حالی که متن مُصَحَّح مینُوی و حَیدری، تصحیحی اِنتقادی از اخلاق ناصری بر بنیاد تبارهای مختلف نسخ خطّی این اثر است، نسخۀ در دسترس جرجانی تنها به یکی از این تبارها تعلّق داشته است.52
طبیعی است که وقتی متن اساسِ جرجانی و فضلالله در هنگام ترجمه متفاوت باشد، حاصل کار آنها نیز به همان میزان تفاوت خواهد داشت و در این صورت، داوری دقیق و جامع در خصوص کیفیّت ترجمۀ آن دو میسّر نخواهد بود. با این وصف، آقای لَمیِر که تمام ترجمۀ جرجانی را با متن فارسی اخلاق ناصری (ویراست مینُوی و حَیدری) مقابله کرده بر این باور است که در مجموع، جرجانی برگردان خوبی از اثر را ارائه نموده؛ گواینکه در مواضعی (نه چندان زیاد) به نظر میرسد که او در برگردانش مرتکب خطا شده است و در قسمتهایی نیز ترجمهاش «بویِ ترجمه» میدهد. به عقیدۀ لَمیِر این خطاها عمدتاً بدین سبب رخ داده که برگردان جرجانی در آن مواضع، ترجَمهای بسیار تحتاللفظی (پایخوان) بوده است و وی تلاش نکرده در ترجمۀ این عبارات از الفاظی که فراروی او قرار داشته است فراتر رود.53 برای نمونه، یکی از خطاهای ترجمۀ جرجانی که دکتر لَمیِر بدان اشاره کرده این است که در برگردانِ عبارت زیر:
و بباید دانست که وسط را به دو معنی اعتبار کنند یکی آنچه فی نفسه وسط بود میان دو چیز مانند چهار که وسط بود میان دو و شش و انحراف آن از وساطت محال باشد.54جرجانی چُنین نوشته است:
و ینبغی أن یُعرف أنّ الوسط یقال بمعنیین أحدهما أن یکون شیء فی نفسه وسطاً بین شیئین و یستحیل انحرافه عن الوساطة کالأربعة الواقعة بین الستتین.55
یعنی جرجانی عبارت «چهار که وسط بود میان دو و شش» را به «کالأربعة الواقعة بین الستتین» (بهمعنای: چهار که میان دو شش واقع شده) ترجمه کرده است. به نظر لَمیِر احتمالاً در نسخۀ پیشرویِ جرجانی از اخلاق ناصری بجای عبارت «دو و شش» به اشتباه «دو شش» نوشته شده بوده و آنگاه جرجانی آن را با یک برگردان تحتاللفظی (پایخوان) به «الستتین» ترجَمه کرده است. در اینصورت، حتّی اگر نتوان جرجانی را به سبب ترجَمۀ عین متنی که پیشروی او بوده نکوهش کرد، باز جای این پرسش هست که آیا او نمیبایست ملتفت اشکال موجود در متن میشد؟56
با وجود محذور و مانع یادشده، یعنی فقدان متنی یکسان از اخلاق ناصری که مبنای کار هر دو مترجم قرار گرفته باشد، میتوان بهاختصار، دو ترجمۀ تازیِ جرجانی و فضلالله را با یکدیگر مقایسه کرد و قضاوتی کلّی در خصوص چند و چون ترجمۀ آن دو ارائه نمود. این مقایسه، تفاوت بسیار دو ترجمه را از جهات مختلف نشان میدهد که بررسی ابعاد گوناگون آن، موضوع پژوهشی مستقل است؛ لیک عجالتاً و اجمالاً میتوان گفت که در کل، ترجمۀ جرجانی از اخلاق ناصری بهمراتب دقیقتر و ادیبانهتر از برگردان فضلالله است.
در جدول زیر نمونهوار، عباراتی از ترجمۀ عربی کهنِ جرجانی و برگردانِ جدید فضلالله از اخلاق ناصری را برابر هم مینهیم تا خوانندگان، خود، به مقابلۀ آنها با یکدیگر بپردازند و در خصوص نحوۀ کار دو ترجمان داوری کنند. از آنجا که متن اساس ترجمۀ فضل الله، چاپ انتشارات اسلامیّه از اخلاق ناصری بوده است در اینجا نیز متن اصلی فارسی اخلاق ناصری را بر اساس همین چاپ درج میکنیم.
کتاب اخلاق ناصری یکی از نگاشتههای پرارج دانشمند نامور ذوفنون خواجه نصیرالدّین طوسی (د: 672 ه.ق.) است که در شمار مهمترین و برجستهترین متونِ مَدرَسیِ (کلاسیک) اخلاق و حکمت عملی اسلامی جای دارد. خواجه این کتاب را همچون برخی از دیگر آثار مهمّ خودش با قلمی متین به زبان پارسی رَصین تألیف کرده است و اثری آفریده که در وثاقت تحریر و لطف تقریر و دقّتنظر بینظیر است. رکنالدّین جرجانی (زنده در 728 ه.ق.) به دلیل اهمّیّت اخلاق ناصری، و برای آنکه استفاده از آن برای عربیزبانان نیز میسّر گردد، این متن را به زبان عربی ترجمه کرده است. تعریب جرجانی از اخلاق ناصری موسوم به «الأخلاق النصیریّة فی تعریب الأخلاق الناصریّة» را چندی پیش دانشمند ارجمند آقای دکتر یُپ لَمیِر (Joep Lameer) تصحیح کرد و در سال 2015 میلادی در سلسله منشورات انتشارات بریلِ هلند منتشر نمود.1
The Arabic Version of Ṭūsī’s Nasirean Ethics:With an Introduction and Explanatory Notes. by: Joep Lameer. Islamic Philosophy, Theology and Science. Texts and Studies, volume 96. Leiden | Boston: BRILL, 2015, Pp. ix+550. $ 189, € 136.
أخلاق ناصری، ترجمه عن الفارسیّة و وضع الدراسات و التحلیلات العلمیّة: الدکتور محمّدصادق فضلالله، دارالهادی للطباعة و النشر و التوزیع، بیروت، 1429 ه.ق./ 2008 م.، 426 ص.
2. اخلاق ناصری و مکتوبات پیرامونیِ آن
خواجه نصیرالدّین طوسی دو کتاب مهم در دانش اخلاق تألیف کرده است که از حیث ساختار و سبک و محتوا تفاوتهای بسیاری با یکدیگر دارند. این دو کتاب، در زمان اقامت خواجه در میان اسماعیلیان، به اشارت حاکم و محتشم اسماعیلی قُهِستان، خواجه ناصرالدّین ابوالفتح عبدالرحیم بن ابیمنصور تألیف شده است. به مناسبت اهداء هر دو اثر به خواجه ناصرالدّین محتشم، یکی از آنها «اخلاق ناصری» نام گرفته است و دیگری «اخلاق محتشمی». خواجه نصیر اخلاق ناصری را در قالبِ ترجمه و تهذیب و تکمیل کتاب طهارة الأعراق یا تهذیب الأخلاقِ ابوعلی مِسکَوَیه (د: 421 ه.ق.) تألیف کرده و بنا بر قرائنی، در حدود سال 633 ه.ق. به انجام رسانده است.3
در خصوص تاریخ تألیف کتاب اخلاق ناصری نگرید به: همائی، جلالالدّین، «مقدمه قدیم اخلاق ناصری»، مجلّۀ دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران، سال سوم، فروردین 1335 ه.ش.، شمارۀ 3، ص 18؛ طوسی، نصیرالدّین، اخلاق ناصری، به تصحیح و تنقیح: مجتبی مینُوی و علیرضا حَیدری، انتشارات خوارزمی، تهران، چاپ ششم، 1387 ه.ش، ص 15؛ مدرّس رضوی، محمّدتقی، احوال و آثار خواجه نصيرالدين طوسی، اساطیر، تهران، چاپ سوم، 1386 ه.ش، ص 454.
طوسی، نصیرالدّین، اخلاق محتشمی، با دیباچه و تصحیح: محمّدتقی دانشپژوه، ص بیست و سه.
دربارۀ اهمّیّت و ویژگیهایِ کتاب اخلاق ناصری سخن بسیار گفته شده است و نوشتارهای متعدّدی نیز انتشار یافته. از این رو در مقال حاضر، قصد سخن گفتن از متن فارسی اخلاق ناصری و ابعاد گوناگون مهمّ آن را نداریم. ویراستها و تلخیصها و ترجمهها و تحریرهای فارسی مختلفی که از این کتاب فراهم آمده است، خود، بهقدر کافی حکایت از ارج و منزلت خاصّ اخلاق ناصری در میراث اخلاقی و فلسفی جهان اسلام و اقبال دانشوران به آن دارد. در اینجا برخی از مهمترین نگاشتههایی که پیرامون اخلاق ناصری فراهم آمده است بهاختصار معرّفی میشود.
از متن فارسی اخلاق ناصری، گذشته از چاپهای سنگی مختلف آن در ایران و هند و مناطق دیگر که گاه با توضیحات و تعلیقات بسیار سودمند همراه است و از این حیث همچنان قابل استفاده و شایان توجّهاند، چندین چاپ حروفی عرضه شده5
برای آگاهی از مشخّصات چاپهای سنگی و حروفی مختلف و متعدّد اخلاق ناصری نگرید به: اشکشیرین، سَیّدابراهیم، رحمانی، حسن، «کتابشناسی خواجه نصیرالدّین طوسی»، چاپ شده در: دانشمند طوس، به کوشش: نصرالله پورجوادی، ژیوا وسل، مرکز نشر دانشگاهی، تهران، 1379 ه.ش، صص 72 _ 73.
طوسی، نصیرالدّین، کتاب مستطاب اخلاق ناصری، انتشارات علمیّۀ اسلامیّه، تهران، 1413 ه.ق.
طوسی، نصیرالدّین، اخلاق ناصری، به تصحیح و تنقیح: مجتبی مینُوی و علیرضا حَیدری، خوارزمی، تهران، چاپ ششم، 1387 ه.ش.
نگرید به: همائی، جلالالدّین، مقدمه قدیم اخلاق ناصری، ص 22.
در خصوص ترجمههای موجود از کتاب اخلاق ناصری درخور ذکر است که بهغیر از دو ترجمۀ عربیِ کهن و معاصر این کتاب که در نوشتار حاضر از آنها سخن میگوییم، یک ترجمۀ انگلیسی متین از آن کتاب نفیس نیز سالها پیش بر دست جی. ام. وِکِنز / ویکِنز فراهم آمده و در لندن منتشر شده است.9
Wickens, G.M. (trans.), The Nasirean Ethics. London: George Allen and Unwin, 1964.
علی محمّد مقلد، الحكمة العملية عند نصيرالدين الطوسی أو آراؤه فی السياسة والأخلاق وآداب النفس، أطروحة دكتوراة دولة؛ الفلسفة؛ إشراف: فريد جبر، بيروت: جامعة القديس يوسف، كلية الآداب والعلوم الإنسانية، 1981 م، 437 صفحة.
أخلاق ناصری، ترجمه عن الفارسیّة و وضع الدراسات و التحلیلات العلمیّة: الدکتور محمّدصادق فضلالله، ص 6 پاورقی 1 و صص 73 _ 74.
«ومن ملاحظة ترجمة مقلّد لعمل ويكنز ومقارنته مع النص الأصلي للكتاب فإنه لا بد من الإشارة إلى ما يشوب هذا العمل من نقص مهم يتمثل في عدم ترجمته للمقدّمة وللأبواب الثلاثة اللاحقة التي تدور حول السبب الباعث على تأليف الكتاب، والتمهيد، وإبتداء الخوض في المطلوب. ولو تجاوزنا هذا الأمر المهم فإن ما لا یمکن تجاوزه هو النقص الکبیر الذي یتمثَّل في قصور فهم لکثیر من المعاني تزخر به الترجمة الإنکلیزیة، بحیث أنَّ المقارنة الدقیقة تُثبت تفاوتاً کبیراً بین النَّصین الفارسی و الإنکلیزي». همان، ص 74.
برخلاف نظر فضلالله، دکتر یُپ لَمیِر که سرتاسر ترجمۀ انگلیسی وِکِنز را با متن فارسی اخلاق ناصری و نیز ترجمۀ عربی رکنالدّین جرجانی از آن مقایسه کرده است، عمیقاً بر این باور است که ترجمۀ وِکِنز علیرغم پارهای اشکالات، در مجموع، برگردانی بسیار بسیار زیبا و دقیق از متن اخلاق ناصری است.13
ابراز شده در گفتوگوی شخصی نویسنده با دکتر لَمیِر. عین عبارت ایشان چُنین است:
It is a very very beautiful and overall precise translation. It is very good from a literary point of view. Sometimes the translation is a bit literal to be on the safe side. In some philosophical matters he misses the point and I corrected him a few times. But overall a more beautiful translation is not likely to be produced ever!
It is a very very beautiful and overall precise translation. It is very good from a literary point of view. Sometimes the translation is a bit literal to be on the safe side. In some philosophical matters he misses the point and I corrected him a few times. But overall a more beautiful translation is not likely to be produced ever!
گذشته از ترجمههای پیشگفته، با توجّه به نثر نسبتاً دشوار خواجه نصیر در اخلاق ناصری که _ به تعبیر ابنخاتون عاملی _ اگرچه فارسی است، امّا چون از قلم دانشمندی همچون خواجه تراویده، آنسان نیست که کسانی جز دانشوران و آشنایان به فنون حکمت، به فهم همۀ مطالب آن نائل آیند،14
نگرید: ابنخاتون عاملی، شمسالدّین محمّد، توضیح الأخلاق، ص 71.
در این خصوص نگرید به مقالات زیر:
الف) قرقی، زهرا؛ دادبه، اصغر؛ «بررسی سبکشناختی توضیح الاخلاق»، فصلنامۀ علمی _ پژوهشی کاوشنامه، شماره 24، بهار و تابستان 1391 ه.ش، صص 167 _ 188.
ب) کازرونی، آسیه، «توضیح الاخلاق خلیفه سلطان تحریری از اخلاق ناصری خواجه نصیرالدین طوسی»، مجلّۀ فرهنگ (ویژۀ خواجه نصیر)، شماره 61 و 62، بهار و تابستان 1386 ه.ش، صص 575 _ 594.
الف) قرقی، زهرا؛ دادبه، اصغر؛ «بررسی سبکشناختی توضیح الاخلاق»، فصلنامۀ علمی _ پژوهشی کاوشنامه، شماره 24، بهار و تابستان 1391 ه.ش، صص 167 _ 188.
ب) کازرونی، آسیه، «توضیح الاخلاق خلیفه سلطان تحریری از اخلاق ناصری خواجه نصیرالدین طوسی»، مجلّۀ فرهنگ (ویژۀ خواجه نصیر)، شماره 61 و 62، بهار و تابستان 1386 ه.ش، صص 575 _ 594.
برای نمونه ملّا عبدالله افندی خاطرنشان کرده است: «كتاب توضيح الاخلاق بالفارسية، و هو تلخيص كتاب الاخلاق الناصرية للخواجة نصير الدين بالفارسية أيضاً، و تغيير عباراته الغير المأنوسة بالعبارات الشائعة المأنوسة». أفندی الإصفهانی، المیرزا عبدالله، ریاض العلماء و حیاض الفضلاء، ج 2، ص 55.
کازرونی، آسیه، «توضیح الاخلاق خلیفه سلطان تحریری از اخلاق ناصری خواجه نصیرالدین طوسی»، مجلّۀ فرهنگ (ویژۀ خواجه نصیر)، شماره 61 و 62، ص 582.
ابنخاتون عاملی، شمسالدّین محمّد، توضیح الأخلاق، تحقیق و تصحیح: سیّد محمّدرضا رضاپور، بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی، مشهد، 1392 ه.ش.
افزون بر این، چند شرح نیز بر اخلاق ناصری نگاشته شده که از میان آنها شرح سيّد علی محمّد ابن سيّد محمّد سلطان العلماء نقوی هندی (د: 1312 ه.ق.) با عنوان «شرح الأخلاق الناصری»19
الأمین، السیّد محسن، أعیان الشیعة، ج 8، ص 311؛ الطهرانی، الشیخ آقابزرگ، طبقات أعلام الشيعة، ج 16، ص 1626.
الطهرانی، الشیخ آقابزرگ، الذریعة إلی تصانیف الشیعة، ج 21، ص 315.
نگرید: درایتی، مصطفی، فهرستگان نسخههای خطّی ایران (فنخا)، سازمان اسناد و کتابخانۀ ملّی جمهوری اسلامی ایران، تهران، 1391 ه.ش.، ج 6، ص 983.
نگرید: طوسی، نصیرالدّین، اخلاق محتشمی، با دیباچه و تصحیح: محمّدتقی دانشپژوه، صص 11 _ 16.
همائی، جلال، منتخب اخلاق ناصری، چاپخانۀ ایران، تهران، 1320 ه.ش.
موحّد، صمد، کلید سعادت (گزیدۀ اخلاق ناصری)، انتشارات سخن، تهران، 1374 ه.ش.
برای سایر گزیدههایِ اخلاق ناصری نگرید به: اشکشیرین، سَیّدابراهیم، رحمانی، حسن، «کتابشناسی خواجه نصیرالدّین طوسی»، چاپ شده در: دانشمند طوس، صص 73 _ 74.
3. رکنالدّین جرجانی و ترجمههای او از آثار نصیرالدّین طوسی
رُکنالدّین محمّد بن علی بن محمّد جُرجانیِ حلّیِ غَرَوی (زنده در 728 ه.ق.) متکلّم و مترجم زبردست شیعی، از شاگردان علّامۀ حلّی (د: 726 ه.ق.) و جدّ مادری متکلّم و فقیه برجستۀ امامی، فاضل مِقداد سُیُوری (د: 826 ه.ق.) بوده است.26
فاضل مقداد سُیُوری در مقدّمۀ شرح خود بر ترجمۀ رسالۀ فصول خواجه نصیرالدّین طوسی که بر دست جرجانی فراهم آمده است از او به عنوان جدّ خودش یاد کرده است: «... للمولى المعظّم العلّامة السعيد و الجدّ الحميد ركن الملّة و الدين محمّد بن علی الجرجانیّ مَحتِداً، و الأسترآبادیّ منشأً و مولداً». السُّیُوری الحلّی، مِقداد بن عبدالله، الأنوار الجلالیة فی شرح الفصول النصیریة، تحقیق: علی حاجی آبادی / عباس جلالی نیا، بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی، مشهد، ۱۳۷۸ ه.ش.، ص 46.
چاپ عکسی این کتاب با مشخّصات زیر منتشر شده است: «اشراق اللاهوت (در شرح کتاب الیاقوت)» با مقدّمۀ حسن انصاری چاپ شده در: بشری، جواد، متون ایرانی، دفتر چهارم، صص 1095 _ 1260.
دربارۀ این اثر نگرید به یادداشت زیر از آقای دکتر حسن انصاری تحت عنوان «تصحيح کتاب الأبحاث في تقويم الأحداث»:
http://ansari.kateban.com/post/1825
http://ansari.kateban.com/post/1825
بنابراین، در زمینۀ آراء و آثار جرجانی باید تحقیق درازدامنی سامان گیرد و نوشتارهای موجود در باب او و تألیفاتش مختصر و ناکافی است. مدخل ضعیف و ناپختهای هم که در دائرةالمعارف بزرگ اسلامی در باب او نوشته شده است29
نگرید: دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، ج 17، ص 707 (مدخل: جُرجانی، رکنالدّین محمّد بن علی).
السُّیُوری الحلّی، مِقداد بن عبدالله، الأنوار الجلالیة فی شرح الفصول النصیریة، تحقیق: علی حاجیآبادی / عباس جلالینیا، بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی، مشهد، ۱۳۷۸ ه.ش.
«... مقداد بن عبدالله سیوری از متکلّمان سدۀ 9 ق شرحی بر ترجمۀ جرجانی با عنوان الانوار الحلالیة فی شرح العضول النصیریة به نام جلال الدین حسینی آوی نگاشت». نویسندۀ مدخل که در مقام معرّفی شرح فاضل مقداد بر ترجمۀ عربی فصولِ خواجه نصیر است توجّه نداشته که:
اوّلاً: ترکیب «الانوار الحلالیة» در اینجا چه معنای درخوری میتواند داشته باشد؟
ثانیاً: کتابی که در شرح فصولِ خواجه نصیر نوشته شده است بنا بر قاعده باید مشتمل بر عنوان «فی شرح الفصول النصیریة» باشد نه «فی شرح العضول النصیریة» که ترکیبی از بُن نامربوط است.
اوّلاً: ترکیب «الانوار الحلالیة» در اینجا چه معنای درخوری میتواند داشته باشد؟
ثانیاً: کتابی که در شرح فصولِ خواجه نصیر نوشته شده است بنا بر قاعده باید مشتمل بر عنوان «فی شرح الفصول النصیریة» باشد نه «فی شرح العضول النصیریة» که ترکیبی از بُن نامربوط است.
جرجانی را باید متخصّص ترجمۀ آثار فارسی خواجه نصیر به زبان عربی دانست. او شش اثر مهمّ خواجه در علوم مختلف را به تازی ترجمه کرده است و بدینطریق زمینۀ آشنایی دانشوران عرب را با نگاشتههای طوسی فراهم آورده. جرجانی در مقدّمۀ ترجمۀ عربیِ خود از اوصاف الأشرافِ خواجه خاطرنشان کرده است که بیشتر نگاشتههای خواجه نصیر به زبان فارسی نوشته شده و به همین دلیل در مناطق دیگر مثل عراق از آن استقبال و استفاده نشده است. از این رو، او تصمیم گرفته کتابها و رسائل خواجه را به عربی ترجمه کند تا نفعش عام گردد و دانشوران عرب نیز بتوانند از آنها بهرهمند شوند. سپس یادآور میشود که او تاکنون توانسته است آثار زیر از خواجه را به عربی ترجمه کند32
«... إلأ أن أكثر رسائله وكتبه باللسان الفارسی، صنّفها لِوُلاة زمانه بحسب الالتماس، ولذلك لم يعم نفعها فی الآفاق، ولم يشتهر عند طلبة أهل العراق فدعتنی الغِيرةُ على ضياع عقائل الكلام، وشدّة الهمة على تكميل الأنام، إلى أن أعرب ما أجد من كتبه ورسائله، فی فنون علومه وفضائله، فعرّبت بتوفيق الله الأخلاق الناصرية، وكتاب أساس الاقتباس فی المنطق، ورسالة فی الجبر والقدر، ورسالته المسمّاة بالفصول فی الأصول، وشرح كتاب الثمرة لبطليموس فی النجوم، وهذه الرسالة فی السلوك.». أوصاف الأشراف، تألیف: الخواجه نصیرالدّین الطوسی، تعریب محمّد بن علی الجرجانی الحسینی الحلی الغروی، تحقیق: محمّد سعید الطریحی، مجلّة الموسم، العددان 57 _ 58 ، السنة 16، 1427 ه.ق. / 2005 م.، ص 308.
1) اخلاق ناصری (در باب اخلاق)؛
2) أساس الاقتباس (در علم منطق)؛
3) رساله در جبر و قدر (القضاء و القدر)؛
4) رسالۀ فصول نصیریّه (الفُصُول فی الأصول / الفُصُول النصیریة فی الأصول الدینیة، در باب اصول دین)؛
5) شرح کتاب الثمرة از بَطلَمیوس (در علم نجوم)؛
6) أوصاف الأشراف (در سیر و سلوک).
تاکنون از برگردانهایِ عربی أساس الاقتباس و شرح کتاب الثمرة از بَطلَمیوس دستنوشتی یافت نشده است؛ امّا از سایر ترجمههای عربیِ جرجانی نسخههایی موجود است و برخی نیز به چاپ رسیده. ترجمۀ عربیِ جرجانی از فصول نصیریّه چند نوبت منتشر شده است؛33
این رساله یکبار به کوشش مرحوم دانشپژوه همراه با متن فارسی اثر بهصورت ترجمۀ مقابل با مشخّصات کتابشناختی زیر منتشر شده است: فصول خواجۀ طوسی و ترجمۀ تازی آن از رکنالدّین محمّد بن علی گرگانی استرابادی، بهکوشش: محمّدتقی دانشپژوه، انتشارات دانشگاه تهران، خردادماه 1335.
رسالۀ یادشده یک نوبت نیز بهطور مستقل و بدون انتساب به جرجانی با این مشخّصات به چاپ رسیده است: فصول العقائد، راجعه و نقّاه: شاکر العارف و حمید الخالصی، مطبعة المعارف، بغداد، الطبعة الثانیة، 1380 ه.ق./ 1960 م.
رسالۀ یادشده یک نوبت نیز بهطور مستقل و بدون انتساب به جرجانی با این مشخّصات به چاپ رسیده است: فصول العقائد، راجعه و نقّاه: شاکر العارف و حمید الخالصی، مطبعة المعارف، بغداد، الطبعة الثانیة، 1380 ه.ق./ 1960 م.
نگرید: درایتی، مصطفی، فنخا، سازمان اسناد و کتابخانۀ ملّی جمهوری اسلامی ایران، تهران، 1391 ه.ش.، ج 10، ص 33 (زیر عنوان «الجبر و الاختیار»).
متن فارسی و ترجمۀ عربی اوصاف الأشراف خواجه نصیرالدّین محمّد طوسی، مترجم: رکنالدّین محمّد بن علی جرجانی با مقدّمه و تصحیح آقای محمّد مدرّسی، کتابفروشی اسلامیّه، تهران، 1340 ه.ش.، 163 ص.
در طبع زیر از متن عربی اوصاف الأشراف، مصحّحِ اثر در مقدّمۀ ویراست خود به چهار چاپ دیگر از تعریب اوصاف الأشراف اشاره کرده است: أوصاف الأشراف، تألیف: الخواجه نصیرالدّین الطوسی، تعریب محمّد بن علی الجرجانی الحسینی الحلی الغروی، تحقیق: محمّد سعید الطریحی، مجلّة الموسم، العددان 57 _ 58 ، السنة 16، 1427 ه.ق. / 2005 م.، صص 297 _ 341.
در باب ترجمۀ تازیِ جرجانی از اخلاق ناصری که وی آن را «الأخلاق النصیریّة فی تعریب الأخلاق الناصریّة» نام نهاده است و نیز یگانه نسخۀ تاکنون شناختهشده از آن، آقای دکتر یُپ لَمیِر در مقدّمۀ ارزشمند خود بر ویراست این اثر بهتفصیل سخن گفته و برخی از ویژگیهای متنی و زبانی آنها را بازگو نموده. از این رو، علاقهمندان به آگاهیهای افزونتر در این باب باید به ترجمۀ فارسی نوشتار ایشان که در ادامۀ این مقاله درج شده است، مراجعه کنند. در اینجا تنها به چند نکتۀ اصلیِ کوتاه دربارۀ تعریب جرجانی از اخلاق ناصری و دستنوشت بازمانده از آن اشاره میشود.
بر اساس ترقیمۀ نسخۀ موجود از الأخلاق النصیریّة فی تعریب الأخلاق الناصریّة، جرجانی ترجَمۀ تازی اخلاق ناصری را در تاریخ (پنجشنبه) 16 شعبان سال 713 ه ق. در نجف به انجام رسانده است. تنها نسخۀ شناختهشده از ترجَمۀ عربیِ جرجانی از اخلاق ناصری در سال 768 ه.ق./ 1366 م. یا پیش از آن کتابت شده است و به خطّ خود جرجانی (زنده در 728 ه.ق.) نیست.
برگردان عربیِ جرجانی از اخلاق ناصری از چند جهت حائز اهمّیّت است:
نخست، از حیث ارتباط با متن اخلاق ناصری: از این جهت، ترجمۀ جرجانی میتواند به ما در فهم برخی از پیچیدگیها و دشواریهای متن فارسیِ اثر یاری رساند و دستکم تلقّی و برداشت دانشمندی همچون جرجانی را از این متن به ما نشان دهد.
دوم، از حیث ترجمه: این اثر، نمونهای از ترجمهای کهن از یک متن کلاسیک را بر دست مترجمی خِبره و چیرهدست فراروی ما قرار میدهد. این جنبه از اثر، برای مطالعات ترجمه در «دورۀ میانی اسلامی» و شیوۀ کار مترجمان در آن عصر بسیار مهم و قابل استفاده است. در واقع، ترجمۀ جرجانی، نمونۀ یک ترجمۀ عالی از زبان فارسی به عربی در قرن هشتم هجری قمری است و از این منظر، در زمینۀ پژوهشهای مربوط به تاریخ ترجمه منبع و مأخذی ارزشمند بهحساب میآید.
سوم، از حیث زبانشناختی: دستنوشت یادشده از الأخلاق النصیریّة فی تعریب الأخلاق الناصریّة ویژگیهای زبانشناختی مهمّی نیز دارد و بهویژه برای آشنایی با عادات و رسوم کتابتی دورۀ کتابت آن سودمند و شایستۀ بررسی است. خوشبختانه آقای یُپ لَمیِر پژوهش مفصّل و ارزشمندی را در باب برخی از خصائص زبانشناختی این دستنوشت ارائه کردهاند که در بخشی از مقدّمۀ ایشان بر ویراست اثر به چاپ رسیده است.
4. ملاحظاتی در باب ویراست الأخلاق النصیریّة فی تعریب الأخلاق الناصریّة
آقای دکتر یُپ لَمیِر37
دکتر یُپ لَمیِر (Joep Lameer) از متخصّصانِ برجستۀ منطق اسلامی در غرب بهشمار میآید. اثر مهمّ وی در این زمینه، پایان نامۀ دکتری او دربارۀ منطق فارابی با عنوان «فارابی و قیاسهای ارسطوئی: نظریّۀ یونانی و کاربرد اسلامی» است که با مشخّصات زیر بهچاپ رسیده است:
Al-Farabi and Aristotelian Syllogistics: Greek Theory and Islamic Practices. Leiden: E.J. Brill, 1994. Pp. xx + 352.
از آثار دیگر وی میتوان به ترجمۀ انگلیسی رسالۀ تصوّر و تصدیق ملّاصدرا اشاره کرد که با مشخّصات زیر منتشر شده است:
Conception and belief in Ṣadr al-Dīn Shīrāzī (ca 1571-1635) )al-Risāla fī l-taṣawwur wa-l-taṣdīq): introduction, translation, and commentary by Joep Lameer.
(انتشارات مؤسّسۀ پژوهشی حکمت و فلسفۀ ایران، تهران، 1385 ه.ش.).
ترجمۀ انگلیسی تاریخ ادبیات (مکتوبات) عربیِ کارل بروکلمان نیز از تازهترین کارهای وی در سالهای اخیر است که از سوی انتشارات بریل در حال چاپ است.
Al-Farabi and Aristotelian Syllogistics: Greek Theory and Islamic Practices. Leiden: E.J. Brill, 1994. Pp. xx + 352.
از آثار دیگر وی میتوان به ترجمۀ انگلیسی رسالۀ تصوّر و تصدیق ملّاصدرا اشاره کرد که با مشخّصات زیر منتشر شده است:
Conception and belief in Ṣadr al-Dīn Shīrāzī (ca 1571-1635) )al-Risāla fī l-taṣawwur wa-l-taṣdīq): introduction, translation, and commentary by Joep Lameer.
(انتشارات مؤسّسۀ پژوهشی حکمت و فلسفۀ ایران، تهران، 1385 ه.ش.).
ترجمۀ انگلیسی تاریخ ادبیات (مکتوبات) عربیِ کارل بروکلمان نیز از تازهترین کارهای وی در سالهای اخیر است که از سوی انتشارات بریل در حال چاپ است.
janssens, Jules, Bibliotheca Orientalis, LXXIV n° 1-2, januari-april 2017, pp. 209 – 212.
Vasalou, Sophia, “Journal of the American Oriental Society”, vol. 138, no. 1, 2018, pp. 209–212.
قدمت نسخۀ الأخلاق النصیریّة و کیفیّت مطلوب آن، زمینۀ مناسبی را برای ارائۀ ویراستی استوار و صحیح از متن اثر فراهم آورده است. با توجّه به اینکه تصحیح اثر تنها بر اساس یگانه نسخۀ شناختهشده از آن صورت پذیرفته است، امکان ارائۀ نسخهبدلها وجود نداشته است. با این وصف، مصحّح کوشیده است تمام حواشی و توضیحات مندرِج در کنارههای نسخه و میان سطور آن را در قسمت پانوشت کتاب ثبت و ضبط کند. به همین نحو وی در مواردی که ضبط و خوانش مختارش با ضبط نسخه (حتّی در شَکل و إعراب کلمات) تفاوت داشته است، به ضبط موجود در نسخه اشاره نموده است (نگرید از برای نمونه به: ص 205). آقای لَمیِر تمام ترجمۀ عربیِ جرجانی از اخلاق ناصری را با متن اصلیِ فارسی کتاب و نیز ترجمۀ انگلیسی وِکِنز از آن مقابله کرده است و اختلافات مهم میان آنها را در پاورقی یادآور شده. همانگونه که ژول یانسِنس گفته است، ارجاعات مکرّر لَمیِر به ترجمۀ انگلیسی وِکِنز _ که در مواضعی، معنای دقیق عبارات دشوار طوسی را بهخوبی توضیح داده است _ در دستیابی به فهم بهتر از اندیشه و مقصود طوسی بسیار سودمند و یاریگر است.40
janssens, Jules, Bibliotheca Orientalis, LXXIV n° 1-2, januari-april 2017, p. 210.
یکی از امتیازات ویراست الأخلاق النصیریّة، تعلیقات باریکبینانه و مفید مصحِّحِ آن است. لَمیِر تلاش نموده هر قسمت از اثر را که در معرض ابهام یا ایهام بوده است با تعلیقات خویش روشن کند. او گاه حتّی برای تسهیل در فهم متن، مرجع ضمائری را که ممکن است تشخیص آنها بر خواننده دشوار باشد، در پاورقی مشخّص کرده است. همچُنین، در مواضعی که احتمال بروز اشتباه و خَلط در خوانش کلمات از سوی خواننده میرود، وی به خوانش صحیح آنها در پانوشت اشاره کرده است. برای نمونه، او در صفحۀ 206 پاورقی 3 یادآور شده که خوانش درست کلمۀ «قوته» در عبارت «فی قوته و ماله»، «قُوتِه» است تا مبادا با «قُوَّتِه» خَلط شود.
گذشته از اینها، مصحّح، گاهی نیز به برخی لغزشها و اشکالات موجود در ترجمۀ جرجانی (مثل ترجمۀ تحتاللفظی یا نادرست) توجّه داده است (نگرید از برای نمونه به: پانوشتهای صص 195 و 205 و 254). همچُنین، با توجّه به پیوند و نسبت نزدیکی که میان دو کتاب اخلاق ناصری و طهارة الأعراق / تهذیب الأخلاقِ ابوعلی مِسکَوَیه وجود دارد (بهگونهای که در واقع، اخلاق ناصری ترجمۀ فارسی تهذیب الأخلاق با اِعمال حذف و اضافات و تغییراتی چند است)41
برای یک مقایسۀ ساختاری و محتوایی مختصر میان اخلاق ناصری و طهارة الأعراق نگرید به: امامی، ابوالقاسم، «اخلاق ناصری خواجه نصیر و تهذیب الاخلاق مشکویه رازی»، مجلّۀ آینۀ میراث، شماره 3 و 4، زمستان 1377 و بهار 1378 ه.ش.، صص 32 _ 36. همین مقاله دوباره با اندکی تغییرات و حذف برخی مطالب، زیر عنوان تازۀ «قالب و محتوی در اخلاق ناصری و طهارة الاعراق مسکویه»، به چاپ رسیده است. نگرید به: خواجهپژوهی، بهکوشش: عبدالله صلواتی، خانه کتاب، تهران، 1390 ه.ش.، صص 515 _ 522.
در یک ارزیابی کلّی، به نظر میرسد که تصحیح الأخلاق النصیریّه با دقّت و ظرافت ستایشبرانگیزی انجام گرفته است و آقای یُپ لَمیِر موفّق شده ویراستی نسبتاً ممتاز و استوار از این متن کهن را ارائه کند. ژول یانسِنس نیز در ارزیابی خود از این ویراست معتقد است که متن فراهمآمده بر دست آقای لَمیِر، رویهمرفته، ویراستی بسیار ارزشمند است.42
» all in all, Lameer’s edition proves very valuable.« janssens, Jules, Bibliotheca Orientalis, LXXIV n° 1-2, p. 210.
1) ص 190، س 6: رفع النطام ← النظام.
2) ص 195، س 2: ما یتّقف عُروضُه ← یتّفق.
3) ص 197، س 10: قدر صالحیّته ← صلاحیّته.
4) ص 200، س 2: من غیر میل إلی إفراط أو تفریط حدث فیها فضیلة ← الإفراط / التفریط / منها.
5) ص 200، س 6: فیما یتعلق بالعمل کما ینبغي في الکم و الکیف ← بالعمل هو أن تصدر آثارها کما ینبغي.
6) ص 200، س 12: تفسها ← نفسها.
7) ص 204، س 4: السکون ← و السکون.
8) ص 204، س 7: مطاوعة للنفس ← مطواعة.
9) ص 204، س 14: و الحیاء ← [و] الحیاء.
10) ص 205، س 3: لا عن عجز ← العجز.
11) ص 205، س 13: الوحوه المذمومة ← الوجوه.
12) ص 207، س 12: فإن لم یوافق ← و إن.
خانم سوفیا واسالو نیز در بررسی انتقادی خود از ویراست مورد بحث به اشکالاتی از جمله موارد زیر اشاره کرده است:
1) ص 95، س 8: تذکیتها ← تزکیتها.
2) ص 210، س 11: الأشحاص ← الأشخاص.
3) ص 319، س 5: انقتاع ← انقطاع.43
Vasalou, Sophia, “Journal of the American Oriental Society”, vol. 138, no. 1, 2018, p. 210.
ژول یانسِنس نیز در مقالۀ کتابگزارانۀ خود دربارۀ ویراست آقای لَمیِر، برخی ملاحظات و اصلاحات جزئی را یادآور شده است که به گفتۀ او نمونههای آنها در کلّ کتاب بسیار محدود است. یکی از اشکالات مطرحشده از سوی یانسِنس این است که لَمیِر در سرتاسر ویراست خویش، شیوۀ یکسانی را در خصوص رعایت و بازتاب ویژگیهای مرسومِ زبان عربی میانه در دستنوشت بازمانده از الأخلاق النصیریّة در پیش نگرفته است. به گفتۀ او، لَمیِر در مواردی آن ویژگیها را در ویراست خود باقی نهاده است، حال آنکه در مواردی دیگر، اقدام به تغییر و اصلاح آنها مطابق با زبان عربی معیار کرده است. با این وصف، او معتقد است که این ناهمسانی و ناهماهنگی در رعایت ویژگیهای زبانی و کتابتی مرسومِ زبان عربی میانه، به عرضۀ خودِ ترجمۀ جرجانی و محتوای اثر ضرری وارد نمیسازد و انعکاس آن ویژگیها فقط از حیث زبانشناسی تاریخی حائز اهمّیّت و دقّت است.44
janssens, Jules, Bibliotheca Orientalis, LXXIV n° 1-2, p. 210.
5. ترجمۀ تازیِ معاصرِ اخلاق ناصری
پیشتر اشاره شد که از اخلاق ناصری، جز ترجمۀ عربی کهنی که بر دست جرجانی فراهم آمده است، ترجمهای معاصر نیز به قلم یکی از محقّقان لبنانی به نام محمّدصادق فضلالله ارائه شده است. فضلالله ظاهراً از ترجمه عربی جرجانی آگاهی نداشته است؛ چون در مقدّمۀ ترجمهاش هیچ اشارهای به برگردان جرجانی نکرده است، بلکه تصریح نموده که با وجود اهمّیّت کتاب اخلاق ناصری در دانش اخلاق اسلامی، از زمان تألیف تاکنون به زبان عربی برگردانده نشده است.45
«ورغم تغلغل البُنی الأساسیّة لکتاب «أخلاق ناصری» فی النتاج الأخلاقی العربی و الإسلامی، و في السلوکیات، منذ تألیفه و حتی الیوم، فإنه لم یُنقل إلی اللغة العربیّة». أخلاق ناصری، ترجمه عن الفارسیّة و وضع الدراسات و التحلیلات العلمیّة: الدکتور محمّدصادق فضلالله، صص 5 _ 6.
ترجمۀ فضلالله از اخلاق ناصری بر اساس طبع انتشارات علمیّۀ اسلامیّه صورت گرفته است.46
همان، ص 75.
همان، ص 7.
همان، ص 5.
همچنین فضلالله در ترجمۀ عبارت «مصونیت انسان را که مبدأ وجود صورت نوعیۀ اوست» (چاپ اسلامیّه، ص 2) نوشته است: «مصونیّة الإنسان التي هي مبدأ وجودِ صورته النوعیة» (ص 79)؛ در حالی که در ویراست مینُوی و حَیدری عبارت درست بدین نحو آمده است: «معنویّت انسان را که مبدأ وجود صورت نوعیّت اوست» (ص 33).
نکتۀ مهم در باب زبان و سبک ترجمۀ عربی فضلالله از اخلاق ناصری آن است که زبان عربی مختار او در برگردان متن، بر سیاق و سبک زبان عربی مَدرَسی (کلاسیک یا عربی میانه) است نه به سبک زبان عربی جدید و معاصر. او سعی کرده متن اخلاق ناصری را تا حدّ امکان در قالب زبان عربی رایج در همان عصر خواجه نصیر و زمانۀ نگارش اصل متن فارسیِ اخلاق ناصری ترجمه کند. از این رو، حاصل کار او، فارغ از میزان دقّت و صحّت آن، ترجمهای نسبتاً ساده و روان از اثر است.
فضلالله در ترجمۀ خود، پیش از پرداختن به برگردان متن کتاب اخلاق ناصری، در طی دو فصل، به پارهای مباحث تاریخی مربوط به عصر خواجه نصیرالدّین طوسی و زمینههای نگارش این کتاب اشاره کرده است. او در فصل نخست از کتاب زیر عنوان «القسم الأوّل: فی المُضطَرَب التاریخی العام: التفافات حول عصر الطوسی» ابتدا بهاختصار به مهمترین حوادث تاریخی عصر خواجه نصیر، یعنی حملۀ مغول و سقوط خلافت عبّاسی و زمینهها و پیامدهای سیاسی _ اجتماعی آن پرداخته است (صص 8 _ 18). در ادامه، شرح حالی کوتاه از زندگی خواجه نصیر و حیات علمی او در نیشابور و طوس و بعد در وقت پناهندهشدن وی به اسماعیلیّه آورده است (19 _ 25). فضلالله در همینجا به نقد برخی از دیدگاههای عبدالأمیر الأعسم در کتاب الفیلسوف نصیرالدین الطوسی دربارۀ وابستگی خواجه و خدمت او به اسماعیلیان پرداخته، همچون بسیاری از محقّقان دیگر، همکاری خواجه با آنان را از روی تقیّه دانسته است (ص 29). پس از آن، وی به رابطۀ خواجه نصیر با مغولان، بهویژه هولاکو خان، و نقش او در هدایت آنان در راستای مصالح جامعۀ اسلامی اشاره کرده است (صص 34 _ 37). به همین مناسبت، او واقعۀ سقوط بغداد بهدست مغولان را یادآور شده، در مقام نقد کسانی همچون ابنالقَیِّم الجوزیّه که خواجه نصیر را به ایفای نقش در سقوط بغداد و قتل خلیفۀ عبّاسی متّهم کردهاند، برآمده است (صص 38 _ 45). در دنباله، او شرحی از خدمات خواجه نصیر مثل ایجاد رصدخانه و کتابخانۀ مراغه و دعوت از علمای بلاد مختلف برای حضور در آنجا آورده است (صص 46 _ 48). اسلام آوردن برخی حاکمان مغولی در نتیجۀ تلاشهای خواجه نصیر (ص 49)، جنبههای علمی مختلف خواجۀ طوسی و نقش او در تقویت فلسفۀ اسلامی و نقد فلسفۀ یونانی، تأسیس فلسفۀ کلامی با نگارش کتاب تجرید الاعتقاد، و میراث علمی خواجه در زمینۀ نجوم و ریاضیّات نیز از جمله نِکات دیگری است که فضلالله در این فصلِ مقدّماتی از کتاب بدانها اشاره کرده است (صص 50 _ 57).
در فصل دوم مقدّماتی کتاب زیر عنوان «مدخل علمی مقارن»، مترجم درصدد بیان نِکاتی دربارۀ کتاب اخلاق ناصری برآمده است. مهمترین نِکات مطرحشده در این بخش بدین شرح است:
1) برخلاف گفتۀ عبدالأمیر الأعسم که مدّعی وقوع تغییر در اصل متن کتاب اخلاق ناصری است، خواجه نصیر پس از نگارش کتاب، در متن آن هیچ تغییری ایجاد نکرده، بلکه فقط مقدّمۀ آن را که در حین نگارش کتاب بِناگُزیر و از روی تقیّه بر طبق مسلک اسماعیلیّه و همراه با مدح حاکمان اسماعیلی نگاشته بوده است، تغییر داده و مقدّمۀ دومی را جایگزین آن کرده است (صص 58 _ 60).49
مرحوم استاد همایی که نسخ قدیم اخلاق ناصری را با دستنوشتهای بعدی آن مقابله کرده بوده، برخلاف فضلالله معتقد است که تغییرات اعمال شده از سوی خواجه در متن اخلاق ناصری پس از سقوط اسماعیلیان و پیوستن او به دربار هولاکو خان، محدود به تعویض مقدّمه نبوده، بلکه او در متن کتاب نیز دگرگونیها و اصلاحاتی انجام داده است. عبارت ایشان چُنین است: «بعد از مطالعهٔ نسخ قدیم معلوم شد که خواجه نه تنها در مقدّمه دست برده است، بلکه در سایر مواضع کتاب نیز هر کجا بوی موافقتی با مسلک اسماعیلیان داشته همه را حذف یا بعبارت دیگر تبدیل کرده است و در نسخهیی که نگارنده تصحیح و مشکلات آنرا توضیح کرده، تمام این موارد را نشان دادهام.». همائی، جلالالدّین، مقدمه قدیم اخلاق ناصری، ص 21. دربارۀ نشانههای تأثّرات اسماعیلیِ خواجه نصیر در اخلاق ناصری نگرید به:
Madelung, Wilferd, “Naṣīr ad-Dīn Ṭūsī’s ethics between philosophy, Shiʻism, and Sufism”, in: Ethics in Islam, ed. R. G. Hovannisian. Malibu, CA. Undena Publications, 1985, pp. 85-101. Reprint in: Madelung, Wilferd, Studies in Medieval Muslim Thought and History (2013), Pt. XII p. 85-101.
از این مقاله دو ترجمۀ فارسی ارائه شده است:
Madelung, Wilferd, “Naṣīr ad-Dīn Ṭūsī’s ethics between philosophy, Shiʻism, and Sufism”, in: Ethics in Islam, ed. R. G. Hovannisian. Malibu, CA. Undena Publications, 1985, pp. 85-101. Reprint in: Madelung, Wilferd, Studies in Medieval Muslim Thought and History (2013), Pt. XII p. 85-101.
2) طوسی در کتاب اخلاق ناصری صرفاً به ترجمۀ فارسی تهذیب الأخلاقِ ابوعلی مِسکوَیه یا تلخیص آن نپرداخته است، بلکه افزون بر دو فصل تازه در باب حکمت مَدَنیّه و تدبیر منزل، مباحث جدیدی را در زمینۀ اخلاق مطرح کرده که تا پیش از آن، فیلسوفان اخلاق بدانها اشاره نکرده بودند (صص 61 _ 63).
3) عمدهترین منبع خواجه در نگارش کتاب اخلاق ناصری، تهذیب الأخلاقِ مِسکوَیه بوده است. با این وصف، خواجه، اصلاحات قابل توجّهی نسبت به تهذیب الأخلاق انجام داده و مطالبی بر آن افزوده است: گاهی مطالب را با بسط بیشتر بیان کرده است، و گاه آنها را تلخیص نموده، در مواضعی به نقد دیدگاههای مِسکوَیه پرداخته و در مواردی نیز آیه یا رِوایت یا حکایتی را به متن اضافه کرده است. افزون بر این، خواجه پارهای مباحث و موضوعات تازه را آورده و مهمتر اینکه، در جاهایی به تدقیق در اصطلاحات و تعاریفِ مورد استفادۀ مِسکوَیه پرداخته است (صص 61 _ 65).
4) خواجۀ طوسی در نگارش دو فصل مربوط به حکمت مَدَنیّه و تدبیر منزل از آثار فارابی و ابنسینا در زمینههای یادشده استفاده کرده است (ص 66).
5) نصیرالدّین طوسی در تألیف اخلاق ناصری، همچون فیلسوفان اسلامیِ پیش از خود، از میراث فلسفی یونانیان نیز بهره برده است (صص 67 _ 72).
6) اخلاق ناصری از حیث شمول مباحث، از آثار پیش از خود که فلاسفۀ مسلمان در زمینۀ اخلاق نوشتهاند، جامعتر است.
فضلالله فصل بحثانگیزِ مربوط به آداب نوشیدن شراب در اخلاق ناصری را نیز زیر عنوان «آداب الشراب» ترجمه کرده است (صص294 _ 295) و در توجیه نگارش این فصل از سوی خواجه ابراز داشته که طرح این بحث بهمعنای حِلّیّت شُرب خمر از دیدگاه طوسی نیست و او فقط به منظور پیروی و هماهنگی با سایر کتابهای مرسوم آن زمان که در باب آداب و رسوم اجتماعی نوشته میشده است این قسمت را آورده.50
«لا يسمح لنا هكذا وببساطة أن نحكم على الطوسی بأنه قد حلّل شرب الخمر. فلقد اتبع فی كتابه أسلوب التأليف الذي كان سائداً فی عصره عن الآدابيات والسلوكيات الأخلاقية، إذ من المعروف أنه قد كثرت التأليف في الآدابيات والسلوكيات الاجتماعية، في أيام الدولة العباسية تقليداً لآداب الفرس و ما یسمی «بالایینات» مفردها «آیین»، و هی نوع من التألیف یعنی بتبيان الأصول والمراسم الواجبة فی كل من هذه الفنون ولعل ما يؤكد هذا أيضاً قصة المرجع الدينی "الحبوبي" المشهورة، حيث كان له من الشعر الخمری أعذبه وأرقاه». أخلاق ناصری، ترجمه عن الفارسیّة و وضع الدراسات و التحلیلات العلمیّة: الدکتور محمّدصادق فضلالله، ص 30.
همان، پاورقی ص 61.
6. مقایسۀ اجمالی دو ترجمۀ عربیِ کهن و معاصر از اخلاق ناصری
داوری دقیق در باب کیفیّت و دقّت دو ترجمۀ عربیِ کهن و معاصرِ ارائهشده از سوی جرجانی و فضلالله، و مقایسۀ میان آن دو از حیث میزان وفاداری به متن اصلیِ اخلاق ناصری، اگر برای ما غیرممکن نباشد، لااقل بسیار دشوار است. در واقع، چُنین قضاوتی زمانی بهخوبی امکانپذیر بود که مبنای کار هر دو مترجم متنی واحد و کاملاً یکسان از هر جهت بود؛ یعنی هر دو مترجم عیناً یک متن را فراروی خود میداشتند و از روی آن ترجمه میکردند. ما اکنون اگرچه میدانیم فضلالله در ترجمۀ خود، از طبع اسلامیّۀ اخلاق ناصری استفاده کرده است، هیچ اطّلاعی از آن متن و تحریر اخلاق ناصری که مبنای ترجمۀ جرجانی قرار گرفته بوده است نداریم. همچنانکه دکتر لَمیِر خاطرنشان کرده است:
این پرسش که آیا ترجَمۀ عربی جرجانی از اخلاق ناصری برگردانی وفادار به متن فارسی آن است یا نه، سؤال تازهای را دربارۀ آن متن فارسی اخلاق ناصری که او به هنگام ترجَمه پیشروی خود داشته است پدید میآورد. واضح است که نسخۀ متن فارسیِ در دسترس جرجانی از این کتاب با ویراستی که مینُوی و حَیدری از متن فارسی اخلاق ناصری ارائه کردهاند، یکی نبوده است. در حالی که متن مُصَحَّح مینُوی و حَیدری، تصحیحی اِنتقادی از اخلاق ناصری بر بنیاد تبارهای مختلف نسخ خطّی این اثر است، نسخۀ در دسترس جرجانی تنها به یکی از این تبارها تعلّق داشته است.52
Lameer, Joep, The Arabic Version of Ṭūsī's Nasirean Ethics, p. 18.
طبیعی است که وقتی متن اساسِ جرجانی و فضلالله در هنگام ترجمه متفاوت باشد، حاصل کار آنها نیز به همان میزان تفاوت خواهد داشت و در این صورت، داوری دقیق و جامع در خصوص کیفیّت ترجمۀ آن دو میسّر نخواهد بود. با این وصف، آقای لَمیِر که تمام ترجمۀ جرجانی را با متن فارسی اخلاق ناصری (ویراست مینُوی و حَیدری) مقابله کرده بر این باور است که در مجموع، جرجانی برگردان خوبی از اثر را ارائه نموده؛ گواینکه در مواضعی (نه چندان زیاد) به نظر میرسد که او در برگردانش مرتکب خطا شده است و در قسمتهایی نیز ترجمهاش «بویِ ترجمه» میدهد. به عقیدۀ لَمیِر این خطاها عمدتاً بدین سبب رخ داده که برگردان جرجانی در آن مواضع، ترجَمهای بسیار تحتاللفظی (پایخوان) بوده است و وی تلاش نکرده در ترجمۀ این عبارات از الفاظی که فراروی او قرار داشته است فراتر رود.53
ibid, p. 14.
و بباید دانست که وسط را به دو معنی اعتبار کنند یکی آنچه فی نفسه وسط بود میان دو چیز مانند چهار که وسط بود میان دو و شش و انحراف آن از وساطت محال باشد.54
طوسی، نصیرالدّین، اخلاق ناصری، ص 118، سطرهای 14_ 16.
و ینبغی أن یُعرف أنّ الوسط یقال بمعنیین أحدهما أن یکون شیء فی نفسه وسطاً بین شیئین و یستحیل انحرافه عن الوساطة کالأربعة الواقعة بین الستتین.55
Lameer, Joep, The Arabic Version of Ṭūsī's Nasirean Ethics, p. 210.
یعنی جرجانی عبارت «چهار که وسط بود میان دو و شش» را به «کالأربعة الواقعة بین الستتین» (بهمعنای: چهار که میان دو شش واقع شده) ترجمه کرده است. به نظر لَمیِر احتمالاً در نسخۀ پیشرویِ جرجانی از اخلاق ناصری بجای عبارت «دو و شش» به اشتباه «دو شش» نوشته شده بوده و آنگاه جرجانی آن را با یک برگردان تحتاللفظی (پایخوان) به «الستتین» ترجَمه کرده است. در اینصورت، حتّی اگر نتوان جرجانی را به سبب ترجَمۀ عین متنی که پیشروی او بوده نکوهش کرد، باز جای این پرسش هست که آیا او نمیبایست ملتفت اشکال موجود در متن میشد؟56
ibid, p. 17 - 18.
با وجود محذور و مانع یادشده، یعنی فقدان متنی یکسان از اخلاق ناصری که مبنای کار هر دو مترجم قرار گرفته باشد، میتوان بهاختصار، دو ترجمۀ تازیِ جرجانی و فضلالله را با یکدیگر مقایسه کرد و قضاوتی کلّی در خصوص چند و چون ترجمۀ آن دو ارائه نمود. این مقایسه، تفاوت بسیار دو ترجمه را از جهات مختلف نشان میدهد که بررسی ابعاد گوناگون آن، موضوع پژوهشی مستقل است؛ لیک عجالتاً و اجمالاً میتوان گفت که در کل، ترجمۀ جرجانی از اخلاق ناصری بهمراتب دقیقتر و ادیبانهتر از برگردان فضلالله است.
در جدول زیر نمونهوار، عباراتی از ترجمۀ عربی کهنِ جرجانی و برگردانِ جدید فضلالله از اخلاق ناصری را برابر هم مینهیم تا خوانندگان، خود، به مقابلۀ آنها با یکدیگر بپردازند و در خصوص نحوۀ کار دو ترجمان داوری کنند. از آنجا که متن اساس ترجمۀ فضل الله، چاپ انتشارات اسلامیّه از اخلاق ناصری بوده است در اینجا نیز متن اصلی فارسی اخلاق ناصری را بر اساس همین چاپ درج میکنیم.
متن اخلاق ناصری | ترجمۀ فضلالله | ترجمۀ جرجانی |
(ص 11): بحكم اين مقدمه كه در اقسام علوم حكمت تقديم يافت معلوم شد كه حكمت عملى منشعب بسه شعبه است: اول حكمت خلقى دوم حكمت منزلى سوم حكمت مدنى پس واجب نمود وضع اساس اين رساله كه مشتمل بر اقسام حكمت عملى است بر سه مقاله و هر مقاله مشتمل بر قسمى از اين اقسام و لا محاله هر قسمى مشتمل بود بر چند فصل بحسب علوم و مسائل آن بر نمطى كه در آن مقاله افتد و بغير از اين فهرس فصول ايراد كنيم و در مطلوب خوض نمائيم و تفصيل اينست فهرست كتاب و آن مشتمل بر سه مقاله و سى فصل است. | (ص 92): عُلِمَ بحکم هذه المقدّمة التي تقدَّمت في أقسام علوم الحكمة أنّ الحكمة العمليةَ تنقسم إلى أقسام ثلاثة: الأول، الحكمة الخُلقية. الثانی، الحکمة المنزلیة. الثالث، الحكمة المدنية. فمن الواجب إذاً وضع أساس هذه الرسالة التي تشتمل على أقسام الحكمة العملية في ثلاث مقالات، وتشتمل كلُّ مقالةٍ على قسمٍ من هذه الأقسام. ويشتمل كلُّ قسمٍ لا محالةَ على عِدَّةِ فصول بحسب علومه ومسائله، على النمط الذي يقع في تلك المقالة . وبالإضافة إلى هذا الفهرست نورد فصولاً، ونبحث في المطلوب، و تفصیل ذلکَ هو فهرست الکتاب . وهو مشتمل علی ثلاث مقالات و ثلاثین فصلاً. | (ص 85): لمّا كانت الحكمة العمليّة منقسمة ثلاثةَ أقسام كما عرفتَ لا جَرَمَ كان أساس الكتاب أيضاً على ثلاث مقالات بحسبها، كلّ مقالة تشتمل على فصول تقتضيها تلك المقالة. |
(ص 6): چون مطلوب در اين كتاب جزويست از اجزاى حكمت، تقديم شرح معنى حكمت و تقسيم آن به اقسامش از لوازم باشد، تا مفهوم ازانچه بحث مقصور برانست معلوم گردد. پس گوئيم حكمت در عرف اهل معرفت عبارت بُوَد از دانستن چيزها چنانكه باشد، و قيامنمودن به كارها چنانكه بايد، بهقدر استطاعت، تا نفس انسانى بهكمالى كه متوجّه آنست برسد، و چون چنين بُوَد حكمت منقسم شود بهدو قسم: يكى علم وديگر عمل. علم، تصوّر حقايق موجودات بود و تصديق بهاحكام و لواحق آن چنانكه فى نفس الامر باشد بقدر قوّت انسانى، و عمل ممارست حركات و مزاولت صناعات از جهت اخراج آنچه در حيّز قوّت باشد بهحدّ فعل، بهشرط آنكه مؤدّى بود از نقصان بهكمال بر حسب طاقت بشرى. | (ص 86): فصل في ذكر المقدمه التى يجب تقديمها على الخوض في المطلوب. لأن المطلوبَ في هذا الكتاب هو جزءٌ من أجزاءِ الحكمة، فمن اللازم شرحُ معنى الحكمة وتقسيمها إلى عدة أَقسام، حتى يتَّضِحَ المفهوم ممّا يدور عليه البحث المقصود. و بناءً على هذا نقول: إنَّ الحكمة في عرفِ أهلِ المعرفة هي عبارةٌ من العلم بالأشياء كما تكون، والقيام بالأعمال كما ينبغي بقدر الإستطاعة، لتصل النفسُ الإنسانيةُ إلى الكمال الذي تتوجَّه إليه. ولأن ذلك كذلك تنقسم الحكمة إلى قسمين: الأول: العلم. والثاني: العمل. والعلمُ هو تصوُّرُ حقائقِ الموجودات والتصديقُ بأحكامها ولواحقها بقدر القوَّة القوّة الإنسانية كما هو الأمر في النفس. والعمل، هو ممارسةُ الحركات ومزاولةُ الصِّناعات من جهة إخراج ما يكون في حيِّزِ القوة إلى حدِّ الفعل، بشرط أن يؤدي من النقصان إلى الكمال، بقدرِ الطاقةِ البشرية. | (ص 78): مقدّمة: لمّا كان المطلوب في هذا الكتاب جزءًا من أجزاء الحكمة، وجب شرح معنى الحكمة وقِسمتها إلى أقسامها فنقول: الحكمة في عُرف أهل المعرفة معرفة الأشياء كما ينبغي على قدر الإمكان ليصل النفسُ الإنسانيّة إلى كمالات يمكن حصولها لها. فالحكمة على قسمين، علم وعمل. فالعلم تصوُّر حقائق الموجودات والتصديق بأحكامها ولواحقها كما هي في نفس الأمر بقدر القوّة الإنسانيّة، والعمل ممارسةُ الحركات ومزاولةُ الصناعات في إخراج ما في حيّز القوّة إلى حدّ الفعل، بشرط أن يؤدّي من النُقصان إلى الكمال بحسب طاقة البشر. |
(صص 24 _ 25): اجسام طبيعى از آنروى كه جسمند با يكديگر متساويند در رتبت و يكى را بر ديگرى شرفى و فضيلتى نيست چه يك حد معنوى همه را شامل است و يك صورت جنسى هيولى اولى جمله را مقوم و اختلاف اول كه در ايشان ظاهر ميشود تا ايشان را متنوع مىكند بانواع عناصر و غير آن مقتضى تباينى كه موجب شرف بعضى بود بر بعضى نيست بلكه هنوز در معرض تكافى در رتبت و تساوى در قوتند و چون ميان عناصر امتزاج و اختلاط پديد مىآيد و بقدر قرب مركّب باعتدال حقيقى كه آن وحدت معنويست اثر مبادى و صور شريفه قبول ميكند ترتب و تباين در ايشان ظاهر ميشود پس آنچه از جمادات ماده او قبول صور را مطاوعتر است از جهة اعتدال مزاج شريفتر است از ديگران و آن شرف را مراتب بسيار و مدارج بيشمار است تا بحدى رسد كه مركب را قوت قبول نفس نباتى حاصل آيد پس بدان نفس مشرف شود و در او چند خاصيت بزرك چون اغتذا و نمو و جذب ملايم و نقض غيرملايم ظاهر شود. | (ص 92): إن الأجسام الطبيعية متساوية مع بعضها البعض في الرتبة، من جهة الجسمية. فلا شرف ولا فضيلة للواحد على الآخر. إذ يشمل الجميعَ حدٌ معنوي واحد وصورة جنسية هيولية واحدة مقوِّمة للجملة. ويكون الإختلاف الأول الذي يظهر في هذه الأجسام عندما تتنوع بأنواع العناصر وغيرها ممّا يقتضي التباين، ولا يكون موجباً لشرف البعض على البعض الآخر. بل يكون دائماً في معرض التكافؤ في الرتبة، والتساوي في القوى. وعندما يتضح الإختلاط والإمتزاج بين العناصر، وعندما يقرب المركب من الإعتدال الحقيقي، حيث ذلك هو الوحدة المعنوية، فإنه يقبل أثرَ المبادىء والصور الشريفة ويظهر فيها التباين والترتيب. وعليه فما كانت مادته في الجمادات أطوع في قبول الصور، فهو أشرف بسبب إعتدال المزاج. ويكون ذلك الشرف بلا عدٍ في المدارج والمراتب الكثيرة، حتى يصل إلى الحد الذي يحصل فيه المركب على قوة قبول النفس النباتية. حيث يشرُف بتلك النفس وتظهر عنده عدَّةُ خصائص مهمة، مثل الإغتذاء والنمو، وجذب الملائم، ورفض غير الملائم. | (صص 113 _ 114): اعلم أنّ الأجسام الطبيعيّة من حيث جسميّتها متساوية في الرتبة ولا شرف ولا فضيلة لبعضها على بعض لشمول حدٍّ مَعنَوِيٍ جميعَها وتقوُّمِها جميعاً بصورة واحدة جنسيّة هي الهَيُولَى الأولى. والاختلاف الأوّل الذي يظهر فیها و یُنوِّعها عناصرَ أربعةً وغيرَها لا يقتضي ثِناءً موجبًا لشَرَف بعضها على بعض، إذ هي بَعدُ متكافيةٌ في الرتبة ومتساوية في القوّة. وإذا ظهر بين العناصر اختلاط وامتزاج حصل للمركَّب على قدر قُربه من الاعتدال الحقيقىّ الذي هو الوحدة المعنويّة أثرُ المبادئ والصُور الشريفة. فكلّ ما كان من المركّبات أطوَع لقبول الصورة بسبب اعتدال المزاج كان أشرف من الباقية. ولذلك الشرف مراتب كثيرة و مدارج غير محصورة حتى ينتهي المركَّبُ إلى حدّ يقبل النفسَ النباتية ويتشرّف به وتظهر فيه بسببها خواصّ عظيمة، مثل الاغتذاءِ والنموّ وجذبِ المُلائم ونَفضِ غيرِ الملائم. |
کتابنامه
1. ابنخاتون عاملی، شمسالدّین محمّد، توضیح الأخلاق، تحقیق و تصحیح: سیّد محمّدرضا رضاپور، بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی، مشهد، 1392 ه.ش.
2. اشکشیرین، سید ابراهیم، رحمانی، حسن، «کتابشناسی خواجه نصیرالدّین طوسی»، چاپ شده در: دانشمند طوس، به کوشش: نصرالله پورجوادی، ژیوا وسل، مرکز نشر دانشگاهی، تهران، 1379ه.ش.
3. اسلامیت، اعظم، دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، ج 17، ص 707 (مدخل: جُرجانی، رکنالدّین محمّد بن علی).
4. أفندی الإصفهانی، المیرزا عبدالله، ریاض العلماء و حیاض الفضلاء، تحقیق: السیّد أحمد الحسینی، قم، منشورات مکتبة آیة الله العظمی المرعشی النجفی، 1403 ھ.ق.
5. امامی، ابوالقاسم، «اخلاق ناصری خواجه نصیر و تهذیب الاخلاق مشکویه رازی»، مجلّۀ آینۀ میراث، شماره 3 و 4، زمستان 1377 و بهار 1378 ه.ش.، صص 32 _ 36.
6. امامی، ابوالقاسم، «قالب و محتوی در اخلاق ناصری و طهارة الاعراق مسکویه»، چاپ شده در: خواجه پژوهی، به کوشش: عبدالله صلواتی، خانه کتاب، تهران، 1390 ه.ش.، صص 515 _ 522.
7. الأمین، السیّد محسن، أعیان الشیعة، 12 ج، حقّقه و أخرجه: حسن الأمین، دار التعارف للمطبوعات، بیروت، 1403 ﻫ.ق.
8. انصاری، حسن، «تصحيح کتاب الأبحاث في تقويم الأحداث»:
http://ansari.kateban.com/post/1825
9. بشری، جواد، متون ایرانی، دفتر چهارم، کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی، تهران، 1397 ه.ش.
10. درایتی، مصطفی، فنخا، سازمان اسناد و کتابخانۀ ملّی جمهوری اسلامی ایران، ج6 و ج 10، تهران، 1391 ه.ش.
11. السُّیُوری الحلّی، مِقداد بن عبدالله، الأنوار الجلالیة فی شرح الفصول النصیریة، تحقیق: علی حاجیآبادی / عباس جلالینیا، بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی، مشهد، ۱۳۷۸ ه.ش.
12. طوسی، نصیرالدّین، اخلاق محتشمی، با دیباچه و تصحیح: محمّدتقی دانشپژوه، انشارات دانشگاه تهران، تهران، چاپ سوم، 1377 ه.ش.
13. طوسی، نصیرالدّین، اخلاق ناصری، به تصحیح و تنقیح: مجتبی مینُوی و علیرضا حَیدری، خوارزمی، تهران، چاپ ششم، 1387 ه.ش.
14. الطوسی، نصیرالدّین، أخلاق ناصری، ترجمه عن الفارسیّة و وضع الدراسات و التحلیلات العلمیّة: الدکتور محمّد صادق فضل الله، دارالهادی للطباعة و النشر و التوزیع، بیروت، 1429 ه.ق. / 2008 م.
15. الطوسی، نصیرالدّین، أوصاف الأشراف، تعریب: محمّد بن علی الجرجانی الحسینی الحلی الغروی، تحقیق: محمّد سعید الطریحی، مجلّة الموسم، العددان 57 _ 58، السنة 16، 1427 ه ق. / 2005 م. صص 297 _ 341.
16. طوسی، نصیرالدّین، فصول العقائد، راجعه و نقّاه: شاکر العارف و حمید الخالصی، مطبعة المعارف، بغداد، الطبعة الثانیة، 1380 ه.ق. / 1960 م.
17. طوسی، نصیرالدّین، فصول خواجۀ طوسی و ترجمۀ تازی آن از رکنالدّین محمّد بن علی گرگانی استرابادی، بهکوشش: محمّدتقی دانشپژوه، انتشارات دانشگاه تهران، خردادماه 1335.
18. طوسی، نصیرالدّین، کتاب مستطاب اخلاق ناصری، انتشارات علمیّۀ اسلامیّه، تهران، 1413 ه.ق.
19. طوسی، نصیرالدّین، متن فارسی و ترجمۀ عربی اوصاف الأشراف خواجه نصیرالدّین محمّد طوسی، مترجم: رکنالدّین محمّد بن علی جرجانی با مقدّمه و تصحیح آقای محمّد مدرّسی، کتابفروشی اسلامیّه، تهران، 1340 ه.ش.
20. الطهرانی، الشیخ آقابزرگ، الذریعة إلی تصانیف الشیعة، دارالأضواء، بیروت، 1403 ه.ق.
21. الطهرانی، الشیخ آقابزرگ، طبقات أعلام الشيعة، 17 ج، دار إحياء التراث العربی، بیروت،1430 ﻫ.ق.
22. قرقی، زهرا؛ دادبه، اصغر؛ «بررسی سبکشناختی توضیح الاخلاق»، فصلنامۀ علمی _ پژوهشی کاوشنامه، شماره 24، بهار و تابستان 1391 ه.ش، صص 167 _ 188.
23. کازرونی، آسیه، «توضیح الاخلاق خلیفه سلطان تحریری از اخلاق ناصری خواجه نصیرالدین طوسی»، مجلّۀ فرهنگ (ویژۀ خواجه نصیر)، شماره 61 و 62، بهار و تابستان 1386 ه.ش، صص 575 _ 594.
24. لَمیِر، یُپ، «برگردانِ عربیِ اخلاق ناصری: الأخلاق النصیریة في تعریب الأخلاق الناصریة»، ترجَمۀ: حمید عطائی نظری، چاپ شده در: مرزبان اخلاق، به کوشش: محمّد اسفندیاری، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، اصفهان، 1396، ج 1، صص 743 _ 806.
25. مادلونگ، ویلفرد، «اخلاق ناصری و نسبت آن با فلسفه، تشیع و تصوف»، ترجمۀ: پرویز سلمانی، مجلّۀ فرهنگ، شماره 61 _ 62 ، بهار و تابستان 1386 ه.ش، صص 351 _ 376.
26. مادلونگ، ویلفرد، «جایگاه آثار اخلاقی طوسی در فلسفه، تشیع و تصوف»، ترجمۀ: پروانه عروج نیا، مجلّۀ معارف، شماره 48، آذر _ اسفند 1378 ه.ش، صص 85 _ 102.
27. مدرّس رضوی، محمّد تقی، احوال و آثار خواجه نصيرالدين طوسی، اساطیر، تهران، چاپ سوم، 1386 ه.ش.
28. مقلد، علی محمّد، الحكمة العملية عند نصيرالدين الطوسی أو آراؤه فی السياسة والأخلاق وآداب النفس، أطروحة دكتوراة دولة؛ الفلسفة؛ إشراف: فريد جبر، بيروت: جامعة القديس يوسف، كلية الآداب والعلوم الانسانية، 1981 م.
29. موحّد، صمد، کلید سعادت (گزیدۀ اخلاق ناصری)، انتشارات سخن، تهران، 1374 ه.ش.
30. همائی، جلال، منتخب اخلاق ناصری، چاپخانۀ ایران، تهران، 1320 ه.ش.
31. همائی، جلالالدّین، «مقدمه قدیم اخلاق ناصری»، مجلّۀ دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران، سال سوم، شمارۀ 3، فروردین 1335 ه.ش.
32. janssens, Jules, Bibliotheca Orientalis, LXXIV n° 1-2, januari-april 2017, pp. 209 – 212.
33. Madelung, Wilferd, “Naṣīr ad-Dīn Ṭūsī’s ethics between philosophy, Shiʻism, and Sufism”, in: Ethics in Islam, ed. R. G. Hovannisian. Malibu, CA. Undena Publications, 1985, pp. 85-101. Reprint in: Madelung, Wilferd, Studies in Medieval Muslim Thought and History (2013), Pt. XII p. 85-101.
34. Vasalou, Sophia, “Journal of the American Oriental Society”, vol. 138, no. 1, 2018, pp. 209–212.
35. Wickens, G.M. (trans.), The Nasirean Ethics. London: George Allen and Unwin, 1964.



- The Arabic Version of Ṭūsī’s Nasirean Ethics:With an Introduction and Explanatory Notes. by: Joep Lameer. Islamic Philosophy, Theology and Science. Texts and Studies, volume 96. Leiden | Boston: BRILL, 2015, Pp. ix+550. $ 189, € 136.
- أخلاق ناصری، ترجمه عن الفارسیّة و وضع الدراسات و التحلیلات العلمیّة: الدکتور محمّدصادق فضلالله، دارالهادی للطباعة و النشر و التوزیع، بیروت، 1429 ه.ق./ 2008 م.، 426 ص.
- در خصوص تاریخ تألیف کتاب اخلاق ناصری نگرید به: همائی، جلالالدّین، «مقدمه قدیم اخلاق ناصری»، مجلّۀ دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران، سال سوم، فروردین 1335 ه.ش.، شمارۀ 3، ص 18؛ طوسی، نصیرالدّین، اخلاق ناصری، به تصحیح و تنقیح: مجتبی مینُوی و علیرضا حَیدری، انتشارات خوارزمی، تهران، چاپ ششم، 1387 ه.ش، ص 15؛ مدرّس رضوی، محمّدتقی، احوال و آثار خواجه نصيرالدين طوسی، اساطیر، تهران، چاپ سوم، 1386 ه.ش، ص 454.
- طوسی، نصیرالدّین، اخلاق محتشمی، با دیباچه و تصحیح: محمّدتقی دانشپژوه، ص بیست و سه.
- برای آگاهی از مشخّصات چاپهای سنگی و حروفی مختلف و متعدّد اخلاق ناصری نگرید به: اشکشیرین، سَیّدابراهیم، رحمانی، حسن، «کتابشناسی خواجه نصیرالدّین طوسی»، چاپ شده در: دانشمند طوس، به کوشش: نصرالله پورجوادی، ژیوا وسل، مرکز نشر دانشگاهی، تهران، 1379 ه.ش، صص 72 _ 73.
- طوسی، نصیرالدّین، کتاب مستطاب اخلاق ناصری، انتشارات علمیّۀ اسلامیّه، تهران، 1413 ه.ق.
- طوسی، نصیرالدّین، اخلاق ناصری، به تصحیح و تنقیح: مجتبی مینُوی و علیرضا حَیدری، خوارزمی، تهران، چاپ ششم، 1387 ه.ش.
- نگرید به: همائی، جلالالدّین، مقدمه قدیم اخلاق ناصری، ص 22.
- Wickens, G.M. (trans.), The Nasirean Ethics. London: George Allen and Unwin, 1964.
- علی محمّد مقلد، الحكمة العملية عند نصيرالدين الطوسی أو آراؤه فی السياسة والأخلاق وآداب النفس، أطروحة دكتوراة دولة؛ الفلسفة؛ إشراف: فريد جبر، بيروت: جامعة القديس يوسف، كلية الآداب والعلوم الإنسانية، 1981 م، 437 صفحة.
- أخلاق ناصری، ترجمه عن الفارسیّة و وضع الدراسات و التحلیلات العلمیّة: الدکتور محمّدصادق فضلالله، ص 6 پاورقی 1 و صص 73 _ 74.
- «ومن ملاحظة ترجمة مقلّد لعمل ويكنز ومقارنته مع النص الأصلي للكتاب فإنه لا بد من الإشارة إلى ما يشوب هذا العمل من نقص مهم يتمثل في عدم ترجمته للمقدّمة وللأبواب الثلاثة اللاحقة التي تدور حول السبب الباعث على تأليف الكتاب، والتمهيد، وإبتداء الخوض في المطلوب. ولو تجاوزنا هذا الأمر المهم فإن ما لا یمکن تجاوزه هو النقص الکبیر الذي یتمثَّل في قصور فهم لکثیر من المعاني تزخر به الترجمة الإنکلیزیة، بحیث أنَّ المقارنة الدقیقة تُثبت تفاوتاً کبیراً بین النَّصین الفارسی و الإنکلیزي». همان، ص 74.
- ابراز شده در گفتوگوی شخصی نویسنده با دکتر لَمیِر. عین عبارت ایشان چُنین است:
It is a very very beautiful and overall precise translation. It is very good from a literary point of view. Sometimes the translation is a bit literal to be on the safe side. In some philosophical matters he misses the point and I corrected him a few times. But overall a more beautiful translation is not likely to be produced ever! - نگرید: ابنخاتون عاملی، شمسالدّین محمّد، توضیح الأخلاق، ص 71.
- در این خصوص نگرید به مقالات زیر:
الف) قرقی، زهرا؛ دادبه، اصغر؛ «بررسی سبکشناختی توضیح الاخلاق»، فصلنامۀ علمی _ پژوهشی کاوشنامه، شماره 24، بهار و تابستان 1391 ه.ش، صص 167 _ 188.
ب) کازرونی، آسیه، «توضیح الاخلاق خلیفه سلطان تحریری از اخلاق ناصری خواجه نصیرالدین طوسی»، مجلّۀ فرهنگ (ویژۀ خواجه نصیر)، شماره 61 و 62، بهار و تابستان 1386 ه.ش، صص 575 _ 594. - برای نمونه ملّا عبدالله افندی خاطرنشان کرده است: «كتاب توضيح الاخلاق بالفارسية، و هو تلخيص كتاب الاخلاق الناصرية للخواجة نصير الدين بالفارسية أيضاً، و تغيير عباراته الغير المأنوسة بالعبارات الشائعة المأنوسة». أفندی الإصفهانی، المیرزا عبدالله، ریاض العلماء و حیاض الفضلاء، ج 2، ص 55.
- کازرونی، آسیه، «توضیح الاخلاق خلیفه سلطان تحریری از اخلاق ناصری خواجه نصیرالدین طوسی»، مجلّۀ فرهنگ (ویژۀ خواجه نصیر)، شماره 61 و 62، ص 582.
- ابنخاتون عاملی، شمسالدّین محمّد، توضیح الأخلاق، تحقیق و تصحیح: سیّد محمّدرضا رضاپور، بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی، مشهد، 1392 ه.ش.
- الأمین، السیّد محسن، أعیان الشیعة، ج 8، ص 311؛ الطهرانی، الشیخ آقابزرگ، طبقات أعلام الشيعة، ج 16، ص 1626.
- الطهرانی، الشیخ آقابزرگ، الذریعة إلی تصانیف الشیعة، ج 21، ص 315.
- نگرید: درایتی، مصطفی، فهرستگان نسخههای خطّی ایران (فنخا)، سازمان اسناد و کتابخانۀ ملّی جمهوری اسلامی ایران، تهران، 1391 ه.ش.، ج 6، ص 983.
- نگرید: طوسی، نصیرالدّین، اخلاق محتشمی، با دیباچه و تصحیح: محمّدتقی دانشپژوه، صص 11 _ 16.
- همائی، جلال، منتخب اخلاق ناصری، چاپخانۀ ایران، تهران، 1320 ه.ش.
- موحّد، صمد، کلید سعادت (گزیدۀ اخلاق ناصری)، انتشارات سخن، تهران، 1374 ه.ش.
- برای سایر گزیدههایِ اخلاق ناصری نگرید به: اشکشیرین، سَیّدابراهیم، رحمانی، حسن، «کتابشناسی خواجه نصیرالدّین طوسی»، چاپ شده در: دانشمند طوس، صص 73 _ 74.
- فاضل مقداد سُیُوری در مقدّمۀ شرح خود بر ترجمۀ رسالۀ فصول خواجه نصیرالدّین طوسی که بر دست جرجانی فراهم آمده است از او به عنوان جدّ خودش یاد کرده است: «... للمولى المعظّم العلّامة السعيد و الجدّ الحميد ركن الملّة و الدين محمّد بن علی الجرجانیّ مَحتِداً، و الأسترآبادیّ منشأً و مولداً». السُّیُوری الحلّی، مِقداد بن عبدالله، الأنوار الجلالیة فی شرح الفصول النصیریة، تحقیق: علی حاجی آبادی / عباس جلالی نیا، بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی، مشهد، ۱۳۷۸ ه.ش.، ص 46.
- چاپ عکسی این کتاب با مشخّصات زیر منتشر شده است: «اشراق اللاهوت (در شرح کتاب الیاقوت)» با مقدّمۀ حسن انصاری چاپ شده در: بشری، جواد، متون ایرانی، دفتر چهارم، صص 1095 _ 1260.
- دربارۀ این اثر نگرید به یادداشت زیر از آقای دکتر حسن انصاری تحت عنوان «تصحيح کتاب الأبحاث في تقويم الأحداث»:
http://ansari.kateban.com/post/1825 - نگرید: دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، ج 17، ص 707 (مدخل: جُرجانی، رکنالدّین محمّد بن علی).
- السُّیُوری الحلّی، مِقداد بن عبدالله، الأنوار الجلالیة فی شرح الفصول النصیریة، تحقیق: علی حاجیآبادی / عباس جلالینیا، بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی، مشهد، ۱۳۷۸ ه.ش.
- «... مقداد بن عبدالله سیوری از متکلّمان سدۀ 9 ق شرحی بر ترجمۀ جرجانی با عنوان الانوار الحلالیة فی شرح العضول النصیریة به نام جلال الدین حسینی آوی نگاشت». نویسندۀ مدخل که در مقام معرّفی شرح فاضل مقداد بر ترجمۀ عربی فصولِ خواجه نصیر است توجّه نداشته که:
اوّلاً: ترکیب «الانوار الحلالیة» در اینجا چه معنای درخوری میتواند داشته باشد؟
ثانیاً: کتابی که در شرح فصولِ خواجه نصیر نوشته شده است بنا بر قاعده باید مشتمل بر عنوان «فی شرح الفصول النصیریة» باشد نه «فی شرح العضول النصیریة» که ترکیبی از بُن نامربوط است. - «... إلأ أن أكثر رسائله وكتبه باللسان الفارسی، صنّفها لِوُلاة زمانه بحسب الالتماس، ولذلك لم يعم نفعها فی الآفاق، ولم يشتهر عند طلبة أهل العراق فدعتنی الغِيرةُ على ضياع عقائل الكلام، وشدّة الهمة على تكميل الأنام، إلى أن أعرب ما أجد من كتبه ورسائله، فی فنون علومه وفضائله، فعرّبت بتوفيق الله الأخلاق الناصرية، وكتاب أساس الاقتباس فی المنطق، ورسالة فی الجبر والقدر، ورسالته المسمّاة بالفصول فی الأصول، وشرح كتاب الثمرة لبطليموس فی النجوم، وهذه الرسالة فی السلوك.». أوصاف الأشراف، تألیف: الخواجه نصیرالدّین الطوسی، تعریب محمّد بن علی الجرجانی الحسینی الحلی الغروی، تحقیق: محمّد سعید الطریحی، مجلّة الموسم، العددان 57 _ 58 ، السنة 16، 1427 ه.ق. / 2005 م.، ص 308.
- این رساله یکبار به کوشش مرحوم دانشپژوه همراه با متن فارسی اثر بهصورت ترجمۀ مقابل با مشخّصات کتابشناختی زیر منتشر شده است: فصول خواجۀ طوسی و ترجمۀ تازی آن از رکنالدّین محمّد بن علی گرگانی استرابادی، بهکوشش: محمّدتقی دانشپژوه، انتشارات دانشگاه تهران، خردادماه 1335.
رسالۀ یادشده یک نوبت نیز بهطور مستقل و بدون انتساب به جرجانی با این مشخّصات به چاپ رسیده است: فصول العقائد، راجعه و نقّاه: شاکر العارف و حمید الخالصی، مطبعة المعارف، بغداد، الطبعة الثانیة، 1380 ه.ق./ 1960 م. - نگرید: درایتی، مصطفی، فنخا، سازمان اسناد و کتابخانۀ ملّی جمهوری اسلامی ایران، تهران، 1391 ه.ش.، ج 10، ص 33 (زیر عنوان «الجبر و الاختیار»).
- متن فارسی و ترجمۀ عربی اوصاف الأشراف خواجه نصیرالدّین محمّد طوسی، مترجم: رکنالدّین محمّد بن علی جرجانی با مقدّمه و تصحیح آقای محمّد مدرّسی، کتابفروشی اسلامیّه، تهران، 1340 ه.ش.، 163 ص.
- در طبع زیر از متن عربی اوصاف الأشراف، مصحّحِ اثر در مقدّمۀ ویراست خود به چهار چاپ دیگر از تعریب اوصاف الأشراف اشاره کرده است: أوصاف الأشراف، تألیف: الخواجه نصیرالدّین الطوسی، تعریب محمّد بن علی الجرجانی الحسینی الحلی الغروی، تحقیق: محمّد سعید الطریحی، مجلّة الموسم، العددان 57 _ 58 ، السنة 16، 1427 ه.ق. / 2005 م.، صص 297 _ 341.
- دکتر یُپ لَمیِر (Joep Lameer) از متخصّصانِ برجستۀ منطق اسلامی در غرب بهشمار میآید. اثر مهمّ وی در این زمینه، پایان نامۀ دکتری او دربارۀ منطق فارابی با عنوان «فارابی و قیاسهای ارسطوئی: نظریّۀ یونانی و کاربرد اسلامی» است که با مشخّصات زیر بهچاپ رسیده است:
Al-Farabi and Aristotelian Syllogistics: Greek Theory and Islamic Practices. Leiden: E.J. Brill, 1994. Pp. xx + 352.
از آثار دیگر وی میتوان به ترجمۀ انگلیسی رسالۀ تصوّر و تصدیق ملّاصدرا اشاره کرد که با مشخّصات زیر منتشر شده است:
Conception and belief in Ṣadr al-Dīn Shīrāzī (ca 1571-1635) )al-Risāla fī l-taṣawwur wa-l-taṣdīq): introduction, translation, and commentary by Joep Lameer.
(انتشارات مؤسّسۀ پژوهشی حکمت و فلسفۀ ایران، تهران، 1385 ه.ش.).
ترجمۀ انگلیسی تاریخ ادبیات (مکتوبات) عربیِ کارل بروکلمان نیز از تازهترین کارهای وی در سالهای اخیر است که از سوی انتشارات بریل در حال چاپ است. - janssens, Jules, Bibliotheca Orientalis, LXXIV n° 1-2, januari-april 2017, pp. 209 – 212.
- Vasalou, Sophia, “Journal of the American Oriental Society”, vol. 138, no. 1, 2018, pp. 209–212.
- janssens, Jules, Bibliotheca Orientalis, LXXIV n° 1-2, januari-april 2017, p. 210.
- برای یک مقایسۀ ساختاری و محتوایی مختصر میان اخلاق ناصری و طهارة الأعراق نگرید به: امامی، ابوالقاسم، «اخلاق ناصری خواجه نصیر و تهذیب الاخلاق مشکویه رازی»، مجلّۀ آینۀ میراث، شماره 3 و 4، زمستان 1377 و بهار 1378 ه.ش.، صص 32 _ 36. همین مقاله دوباره با اندکی تغییرات و حذف برخی مطالب، زیر عنوان تازۀ «قالب و محتوی در اخلاق ناصری و طهارة الاعراق مسکویه»، به چاپ رسیده است. نگرید به: خواجهپژوهی، بهکوشش: عبدالله صلواتی، خانه کتاب، تهران، 1390 ه.ش.، صص 515 _ 522.
- » all in all, Lameer’s edition proves very valuable.« janssens, Jules, Bibliotheca Orientalis, LXXIV n° 1-2, p. 210.
- Vasalou, Sophia, “Journal of the American Oriental Society”, vol. 138, no. 1, 2018, p. 210.
- janssens, Jules, Bibliotheca Orientalis, LXXIV n° 1-2, p. 210.
- «ورغم تغلغل البُنی الأساسیّة لکتاب «أخلاق ناصری» فی النتاج الأخلاقی العربی و الإسلامی، و في السلوکیات، منذ تألیفه و حتی الیوم، فإنه لم یُنقل إلی اللغة العربیّة». أخلاق ناصری، ترجمه عن الفارسیّة و وضع الدراسات و التحلیلات العلمیّة: الدکتور محمّدصادق فضلالله، صص 5 _ 6.
- همان، ص 75.
- همان، ص 7.
- همان، ص 5.
- مرحوم استاد همایی که نسخ قدیم اخلاق ناصری را با دستنوشتهای بعدی آن مقابله کرده بوده، برخلاف فضلالله معتقد است که تغییرات اعمال شده از سوی خواجه در متن اخلاق ناصری پس از سقوط اسماعیلیان و پیوستن او به دربار هولاکو خان، محدود به تعویض مقدّمه نبوده، بلکه او در متن کتاب نیز دگرگونیها و اصلاحاتی انجام داده است. عبارت ایشان چُنین است: «بعد از مطالعهٔ نسخ قدیم معلوم شد که خواجه نه تنها در مقدّمه دست برده است، بلکه در سایر مواضع کتاب نیز هر کجا بوی موافقتی با مسلک اسماعیلیان داشته همه را حذف یا بعبارت دیگر تبدیل کرده است و در نسخهیی که نگارنده تصحیح و مشکلات آنرا توضیح کرده، تمام این موارد را نشان دادهام.». همائی، جلالالدّین، مقدمه قدیم اخلاق ناصری، ص 21. دربارۀ نشانههای تأثّرات اسماعیلیِ خواجه نصیر در اخلاق ناصری نگرید به:از این مقاله دو ترجمۀ فارسی ارائه شده است:
Madelung, Wilferd, “Naṣīr ad-Dīn Ṭūsī’s ethics between philosophy, Shiʻism, and Sufism”, in: Ethics in Islam, ed. R. G. Hovannisian. Malibu, CA. Undena Publications, 1985, pp. 85-101. Reprint in: Madelung, Wilferd, Studies in Medieval Muslim Thought and History (2013), Pt. XII p. 85-101.
- «لا يسمح لنا هكذا وببساطة أن نحكم على الطوسی بأنه قد حلّل شرب الخمر. فلقد اتبع فی كتابه أسلوب التأليف الذي كان سائداً فی عصره عن الآدابيات والسلوكيات الأخلاقية، إذ من المعروف أنه قد كثرت التأليف في الآدابيات والسلوكيات الاجتماعية، في أيام الدولة العباسية تقليداً لآداب الفرس و ما یسمی «بالایینات» مفردها «آیین»، و هی نوع من التألیف یعنی بتبيان الأصول والمراسم الواجبة فی كل من هذه الفنون ولعل ما يؤكد هذا أيضاً قصة المرجع الدينی "الحبوبي" المشهورة، حيث كان له من الشعر الخمری أعذبه وأرقاه». أخلاق ناصری، ترجمه عن الفارسیّة و وضع الدراسات و التحلیلات العلمیّة: الدکتور محمّدصادق فضلالله، ص 30.
- همان، پاورقی ص 61.
- Lameer, Joep, The Arabic Version of Ṭūsī's Nasirean Ethics, p. 18.
- ibid, p. 14.
- طوسی، نصیرالدّین، اخلاق ناصری، ص 118، سطرهای 14_ 16.
- Lameer, Joep, The Arabic Version of Ṭūsī's Nasirean Ethics, p. 210.
- ibid, p. 17 - 18.
پنجشنبه ۱۰ آبان ۱۳۹۷ ساعت ۵:۴۰