آخرین نوشته ها
لینک های روزانه
    کتاب عقیدة الشیعة مجموعه‌ای است از هفتاد رسالۀ کلامی مختصر در باب اصول اعتقادیِ پنج‌گانۀ شیعه که چندی پیش، با تدوین و تحقیق و تقدیم آقای شیخ محمّد رضا انصاری قمی در دو مجلّد (987 صفحه) منتشر شد.1 عقیدة الشیعة (تأصیل و توثیق من خلال سبعین رسالة اعتقادیة من القرن الثاني لغایة القرن العاشر الهجری)، جمع و تحقیق و تقدیم: الشیخ محمّد رضا الأنصاری القمی، 2 ج، الطبعة الأولی، دارالتفسیر، قم، 1394 ه‍ . ش. هدف نامبرده از تدوین مجموعۀ حاضر، گردآوری و عرضۀ اعتقادنامه‌های شاخصی است که از قرن دوم تا دهم هجری قمری نگاشته شده‌ و در آنها عقیدۀ شیعۀ دوازده امامی دربارۀ توحید، عدل، نُبُوّت، امامت و معاد تبیین گردیده است. شمار قابل توجّهی از رساله‌های نشریافته در این مجموعه، قبل از این، در صورتهای مختلف بر دست آقای انصاری قمی یا دیگر مصحّحان، به طبع رسیده و هم‌اکنون در کتاب عقیدة الشیعة ـ البتّه به ادّعای طابع ـ با تصحیح تازه‌ای بازچاپ شده‌ است. تَعداد زیادی از آنها نیز برای نخستین بار، در این کتاب به زیور طبع آراسته شده‌اند. از آنجا که پیشتر، در خصوص این اثر و مشخّصات رساله‌های مندرِج در آن، دست کم یک مقاله‌ به‌رشتۀ‌تحریر درآمده است2 نگرید به: مریم حقی (کورانی)، «بستان 1: هفتاد اعتقادنامۀ شیعی از قرن دوم تا دهم هجری»، مجلّۀ آینۀ پژوهش، دوره 27، شماره 157، بهار 1395، صص 95ـ100. متأسّفانه نویسندۀ محترم مقاله که به معرّفی کتاب عقیدة الشیعة دست یازیده است، به اشکالات بسیار بنیادین آن پی نبرده و با طرح «چند نکتۀ جزئی که در تورّق کتاب به چشم آمده» (ن.ک: همان، ص 96، ستون دوم، بند دوم) به بیان «ارزش این کتاب برای پژوهشگران» و «قدردانی از تلاش گردآورندۀ گرامی» پرداخته است! نمی‌دانم اینگونه معرّفی‌ آثار چه سودی می‌تواند در پی داشته باشد؟!... البتّه برای خوانندگان، نه نویسندۀ مقاله یا اثر!
    در اینجا بیش از این، به معرّفی کلیّت کتاب نمی‌پردازم و مستقیم به سراغ بحث اصلی خود می‌روم که همانا کیفیّت طبع نامطبوع و نامقبول این رساله‌های پرارج در این مجموعۀ کم ارز است.
    بدیهیست که نفس اندیشۀ گردآوریِ مجموعه‌ای از اعتقادنامه‌های امامیِ موجز که بازگو کننده و نمایانگر اعتقادات شیعه در قرون مختلف باشد، طرحی شایسته و درخور ستایش است؛ امّا به شرط آنکه در تصحیح و ارائۀ آنها دقّت و اهتمام لازم به کار بسته شده باشد. شوربختانه مجموعۀ فراهم آمده بر دست آقای انصاری قمی، آئینۀ تمام‌نمای بی‌دقّتی و سهل انگاری، و نمونۀ کامل مسئولیّت‌ناپذیری یک محقّق در عرصۀ عرضۀ میراث کلامی شیعه است. بیشترِ رسائل نشریافته در این کتاب چُنان از اغلاط و کاستی‌های رنگارنگ گرانبار است که هر یک از آن رساله‌ها، و نیز کلّ مجموعه را، از حَیِّز اعتماد و اعتبار و انتفاع ساقط می‌کند. اکنون، در این مجال، بی‌آنکه بخواهم به انواع آشفتگی‌ها و نادرستی‌های چشمگیر این کتاب از جوانب مختلف اشاره کنم، تنها به ارزیابیِ تصحیح و طبع یکی از رساله‌های آن مجموعه3 ارزیابی این رساله در این نوشتار صرفاً به مناسبت معرّفی آن در ضمن سلسله مقالات «نگرشی بر نگارش‌های کلامی» صورت می‌گیرد. یعنی رسالۀ الأبحاث المفیدة في تحصیل العقیدة تألیف علّامۀ حلّی، می‌پردازم که در صفحات 614 تا 650 از جلد دوم کتاب عقیدة الشیعة چاپ شده است. عیارسنجی سایر رساله‌های این مجموعه، از حیطۀ سخن کنونیِ ما بیرون است.
    نخستین نکتۀ شایان توجّه در نقد تصحیحِ رسالۀ الأبحاث المفیدة في تحصیل العقیدة آنست که آقای انصاری قمی در مقدّمۀ کوتاهی که بر این رساله نگاشته‌اند، تصریح کرده‌اند که در طبع این رساله، تنها بر نسخۀ شمارۀ 7413 کتابخانۀ مجلس شورای اسلامی اعتماد کرده‌اند.4«اعتمدنا في هذا التحقیق علی نسخة مکتبة المجلس الشوری الإسلامي بطهران، وهي برقم 7413». عقیدة الشیعة، ج 2، ص 614.
    براستی جای این پرسش هست که چرا مصحّح ارجمند، در تصحیح رسالۀ مزبور به همین یک نسخه اکتفا کرده‌ و به دو نسخۀ دیگرِ آن هیچ رجوع نکرده‌اند؟ می‌دانیم که در یک تصحیحِ عالمانۀ انتقادی، مُصَحِّح، مُکَلَّف است تمام نسخه‌های حائز اهمّیّت در تصحیح رساله را در صورت امکان فراهم کند و از آنها در ویراست خودش استفاده کند. تکیه بر یک نسخه و اجتناب از رجوع به نسخِ دیگرِ رساله در چُنین جایها، نتیجۀ شتابزدگی و سهل‌انگاری است و حاصل آن هم چیزی جز ارائۀ طبعی مغلوط از اثر ـ چنانکه خواهید دید ـ نخواهد بود. این ایراد نه تنها بر این رساله، بلکه بر اکثر قریب به اتّفاق رساله‌های مجموعۀ مورد بحث وارد است. گردآورندۀ ارجمند که گوئی حوصلۀ انجام کاری دقیق و استوار را نداشته است، در بیشتر موارد، با تکیه بر یک یا دو نسخۀ در دسترس یا استفاده از طبعهای پیشین رساله‌ها اقدام به بازچاپ استعجالی آنها در این مجموعه نموده است. به همین دلیل نیز هست که در صفحات این کتاب ـ به استثنای چند صفحه معدود ـ اثری از سازوارۀ انتقادی و نسخه بدل و هر آنچه که ربطی به یک تصحیحِ ضابطه‌مندِ انتقادی داشته باشد، دیده نمی‌شود. بر همین منوال، مُدوِّن محترم، حتّی کوچکترین تلاشی در خصوص تمهید ساده‌ترین تخریجات و ارجاعات متن انجام نداده‌است.
    افزون بر این، شواهدی در تصحیح رساله هست که نشان می‌دهد آقای انصاری قمی در ویراست خود، برخِلاف آنچه تصریح کرده‌اند، بر نسخۀ شمارۀ 7413 کتابخانۀ مجلس شورای اسلامی نیز چندان تکیه نکرده‌اند. ظاهراً ایشان در چاپ رساله، بجای آنکه بر نسخۀ یادشده اعتماد کرده باشند، بیشتر بر طبع پیشین این اثر به‌دست آقای یعقوب جعفری5 نگرید: حِلّی، حسن بن یوسف، الأبحاث المفیدة في تحصیل العقیدة، تحقیق و إعداد: ی.ج [یعقوب جعفری]، مجلّۀ کلام، پائیز 1371 هجری شمسی، سال اوّل، شمارۀ 3، صص 22 ـ 40. تکیه کرده‌اند؛ بماند که مع الأسف آقای انصاری قمی هیچ اشاره‌ای هم بدان طبع و این بهره‌جوئی ننموده‌اند. دلیل این ادّعا، وجود اختلافات قابل توجّه میان ضبط نسخۀ مجلس و متن چاپ شده در کتاب عقیدة الشیعة از یک‌سو، و مشابهت‌های بسیارِ ضبط عبارات در این چاپ (در همان مواضع اختلاف با نسخۀ مجلس) با تصحیح آقای یعقوب جعفری، از سوی دیگر است. برای آنکه چند و چون تفاوتها میان نسخۀ مجلس و متن مُصَحَّح رسالۀ الأبحاث المفیدة توسّط آقای انصاری قمی تا اندازه‌ای روشن شود، در جدول زیر تنها به چند نمونه از این اختلافات اشاره می‌کنم و ادامۀ آنها را در بخش سیاهۀ اغلاط این ویراست بازگو خواهم کرد:

    ردیفنشانی عبارت بر اساس چاپ رساله در کتاب عقیدة الشیعةضبط متن رساله در تصحیح آقای انصاریضبط متن رساله در تصحیح آقای جعفریضبط متن رساله در نسخۀ شمارۀ 7413 کتابخانۀ مجلس
    1ص 615 س 6فهذه الرسالةفهذه الرسالةو بعد فهذه الرسالة
    2ص 616 س 3وللزم اشتراك الحقائقوللزم اشتراك الحقائقو إلّا للزم اشتراك الحقائق
    3ص 616 س 7إن الوجو عندهم زائد على الماهية و أنه أخصّ من الوجودإن الوجود عندهم زائد على المهية و انه أخص من الوجودإن الوجود عندهم زائد على المهية و انه أخص من الثبوت
    4ص 616 س 8إنمّا هي ثابتة أو ذات‌ و عـرض‌ و جوهر و سوادإنمّا هي ثابتة أو ذات‌ و عـرض‌ و جوهر و سوادإنمّا هي ثابتة و هی ذات‌ و عـرض‌ و جوهر و سواد
    5ص 617 س 1أمام الحرمينأمام الحرمينإمام الحرمین
    6ص 621 س 9فالمزوم مثلهفالمزوم مثلهفالملزوم مثله


    اگر واقعاً ویراست آقای انصاری از رسالۀ الأبحاث المفیدة بر بنیاد نسخۀ پیشگفتۀ کتابخانۀ مجلس صورت گرفته بود، نمی‌بایست اختلافات فوق ـ و نیز اختلافاتی که در بخش اغلاط در دنبالۀ مقاله درج خواهد شد ـ میان متن موجود در این نسخه، و متن چاپ شده از سوی ایشان مشاهده می‌شد. همچُنین، با ملاحظۀ مشابهت‌های یادشده در میان ضبط عبارات ویراستِ ایشان و تصحیح آقای جعفری (خاصّه در مواضعی که ضبط متن در تصحیح آقای جعفری نادرست است و همان ضبط نادرست، در ویراست جناب انصاری هم تَکرار شده) ناخواسته این خیال به ذهنِ خواننده خطور می‌کند که احتمالاً جناب انصاری تکیه بر تصحیح آقای جعفری را آسان‌تر و خوشایندتر از رجوع به نسخۀ خطّی مجلس تشخیص داده‌ و بر همان اساس، کار «تصحیح خود؟!» را به پیش برده‌اند.
    باری، بپردازیم به ارائۀ فهرستی کوتاه از افتادگی‌ها و اغلاط پرشمارِ ویراستِ رسالۀ الأبحاث المفیدة که از سوی جناب آقای انصاری قمی برای کلام پژوهان و علاقه‌مندان به تُراث کلامی شیعه به ارمغان آورده شده است.

    الف) افتادگی‌ها:
    در چاپ آقای انصاری قمی چندین مورد افتادگی کلان در حدّ چند جمله یا چند سطر وجود دارد که لابُد اهل نظر انصاف خواهند داد همین‌گونه سقطها به‌تنهائی برای اثبات بی‌اعتباریِ کتاب عقیدة الشیعة کافی است. این چند نمونه در جدول زیر قابل ملاحظه است:


    ردیفنشانیمتن چاپی رساله در کتاب عقیدة الشیعةمتن صحیحعبارت از قلم افتاده
    1ص 642 س 1و جمهور المعتزلة اوجبوه و إلّا لجاز إيصال البعض منهو جمهور المعتزلة اوجبوه و إلا لكان اللّه تعالى مغريا‌ بالقبيح‌ لأنـه‌ خـلق المكلف فلو لم يقرر في عقله وجوب الواجب و قبح القبيح من نفوره الطبيعى عن الواجب و ميله ‌‌إلى‌ القبيح لكان مغريا. و شرائط حسن التكليف علم المكلف بـصفات الفـعل و إلاّ لكلف ما‌ لا‌ يستحق‌ عليه الثواب و بـالقدر المـستحق عليه من الثواب و إلا لجاز ايصال البعض منه‏و إلا لكان اللّه تعالى مغريا‌ بالقبيح‌ لأنـه‌ خـلق المكلف فلو لم يقرر في عقله وجوب الواجب و قبح القبيح من نفوره الطبيعى عن الواجب و ميله ‌‌إلى‌ القبيح لكان مغريا. و شرائط حسن التكليف علم المكلف بـصفات الفـعل و إلاّ لكلف ما‌ لا‌ يستحق‌ عليه الثواب و بـالقدر المـستحق عليه من الثواب
    2ص 633 س 4هو عبارة عن الحصول ف [کذا] حیّز البطؤ قائم بالحركةهو عبارة عن الحصول في حیّز بعد آخر فما لا حيّز‌ له‌ لا يصحّ‌ عليه الانتقال و لا السكون الذي هو عدم المـلكة. و مـنها جواز قيام العرض بمثله على المذهب الحقّ؛ فإنّ‌ البطؤ قائم بالحركةبعد آخر فما لا حيّز‌ له‌ لا يصحّ‌ عليه الانتقال و لا السكون الذي هو عدم المـلكة. و مـنها جواز قيام العرض بمثله على المذهب الحقّ؛ فإنّ‌
    3ص 623 س آخرو الأكوان منها متمائل و هو ما اختص بـجهة واحدة من الأكوان سواء اختص بجوهر واحد أو بجواهر إذا كانت في تلك الجهة على‌ البدل‌ و سواء الجوهر في مكانينو الأكوان منها متمائل و هو ما اختص بـجهة واحدة من الأكوان سواء اختص بجوهر واحد أو بجواهر إذا كانت في تلك الجهة على‌ البدل‌ و سواء كانت في وقت واحـد‌ أو‌ أوقـات و مـنها متضاد و هو ما به يصير الجوهر في مكانينكانت في وقت واحـد‌ أو‌ أوقـات و مـنها متضاد و هو ما به يصير
    4ص 641 س 1والخلاف في هذا مع المجبرة فانهم يسندون الأفعال إلي اللّه تعالى و يجـعلون للعـبد كسبا و يثبتون قدرة بإجراء العادة بـخلق القـدرة والطاعة من اللّه تعالى عند اختيار العبد لهاوالخلاف في هذا مع المجبرة فانهم يسندون الأفعال إلي اللّه تعالى و يجـعلون للعـبد كسبا و يثبتون قدرة للعبد غـير مـؤثرة فـي فعله و فسر أبـو‌ الحـسين الكسب بإجراء العادة بـخلق القـدرة والطاعة من اللّه تعالى عند اختيار العبد لهاللعبد غـير مـؤثرة فـي فعله و فسر أبـو‌ الحـسين الكسب


    افزون بر افتادگی‌های کلانِ یادشده، در بسیاری از صفحات رساله نیز سقط‌های یک یا چند کلمه‌ای مشاهده می‌شود که سیاهۀ شماری از آنها به قرار زیر است (زیر کلمۀ جا افتاده خط کشیده شده است):
    1) ص 615 س 6: فهذه الرسالة ← و بعد فهذه الرسالة.
    2) ص 616 س 3: وللزم اشتراك الحقائق ← و إلّا للزم اشتراك الحقائق.
    3) همان، س 10: و يقدر على إخراج الذات و إنّما يقدر على إخراج الذات.
    4) ص 617 س 16: الأمر الذي‌ تتساوى‌ الوجود و العدم إليه ← الأمر الذي‌ تتساوى‌ نسبة الوجود و العدم إليه.
    5) ص 625 س 14: أنّ الحرارة و البرودة تضاداً ← أنّ بین الحرارة و البرودة تضاداً.
    6) ص 629 س 11: قد حده قوم بانه يقضى سكون النـفس← قد حده قوم بانه ما يقضى سكون النـفس.
    7) همان، س 12: اعـتقاد الشيء على ما هو مع سكون النفس ← اعـتقاد الشيء على ما هو به مع سكون النفس.
    8) ص 630 س 1: و العلم متماثل ← و العلم منه متماثل.
    افتادگی‌ها و سقطهای یادشده اگر در یک کتاب داستان یا رُمان هم اتّفاق می‌افتاد، غیر قابل اغماض بود؛ چه رسد به یک متن کلامی و سندِ اعتقادیِ گرانبها که یکایک کلمات و جملات آن حائز اهمّیّت و محلّ دقّت است و بناست مرجع و مستند کلام پژوهان در تحصیل و تحقیق عقائد دینی و معارف یقینی باشد!

    ب) اغلاط:
    از ایرادات اساسیِ کتاب عقیدة الشیعة گونه‌های رنگارنگِ اغلاط تصحیحی، حروف‌نگاشتی و ویرایشی در تصحیحِ رساله‌های مندرِج در آن است. با توجّه به کَثرت اغلاط تصحیحی و حروف‌نگاشتی، دیگر فرصت به یادآوری اشکالات ویرایشی نمی‌رسد، بنابراین در اینجا از چُنان خرده‌گیری‌ها یکسره خودداری می‌کنیم.
    در فهرست زیر، نخست عبارتِ مشتمل بر ضبط غلط در تصحیح آقای انصاری قمی از رسالۀ الأبحاث المفیدة ذکر می‌شود؛ پس از آن، به صورتِ صحیح کلمه یا عبارت بر اساس نسخۀ شمارۀ 7413 کتابخانۀ مجلس اشاره می‌کنیم. این اختلافات در ضبط کلمات با نسخۀ مجلس، باز، نشان‌دهندۀ آنست که مُصحِّح یا برخِلاف آنچه اظهار داشته‌است، اصلاً از این نسخه در تصحیح خود استفاده نکرده،‌ یا اگر هم به آن رجوع نموده، هیچ دقّت و اهتمامِ درخوری در کارِ مقابلۀ دقیقی آن به‌کار نبرده است. اگر استنباط ما درست باشد، آنگاه سخن آقای انصاری قمی در خصوص استفاده از نسخه‌های اساسِ تصحیحشان، در باب ویراستِ سایر رساله‌های مندرِج در کتاب عقیدة الشیعة نیز قابل اطمینان و پذیرش نخواهد بود.
    اکنون بنگرید به بخشی از اغلاط مشهود در تصحیح رسالۀ الأبحاث المفیدة (ضبط‌های غلط با خطّی در زیر آنها نشان داده شده است):
    1. ص616 س 2: ثبت انه ازئد ← زائد.
    2.
    همان، س 7: إن الوجو عندهم ← الوجود.
    3. همان: أنه أخصّ من الوجود ← الثبوت.
    4. همان، س 8: أو ذات‌ و عـرض‌ ← و هی.
    5. همان، س 12: فإنّ الثبوت و الوجود عبارتان عن موجود واحـد ← معنی.
    6. همان، س 15: الذوات المعدومة إذا خرج منها من الوجود ← إلی.
    7. همان، س 20: لا توجب لمحاها أحوالاً ← لمَحالّها.
    8. همان، س 21: و التـي تشترط بالحیاد فإنّها توجب لمحاها أحوالاً ← بالحیاة / لمَحالّها.
    9. ص 617 س 18: ولو‌ جوّز كون الحادیث واجباً ← الحادث.
    10. همان، س 19: كان المـمكن‌ بالبـاقي‌ مفتقراً ← الباقی.
    11. ص 618 س 11: الحاضر من الزمان الوجود← موجود.
    12. همان، س 3 و 4 از آخر: المبحث الثاني: في ثماثل‌ الجـواهر‌. الأقـر أن الحـق ذلك← تماثل / الأقرب.
    13. ص 619 س 15: صفة يتمّز بها ← یتمیّز.
    14. ص 620 س 1: التميز قد يكون فیي‌ الذهن ← في.
    15. همان، س 3: ثمّ إنّهم تّفقون ← متّفقون.
    16. همان، س 5: كون الجـواهر جـوهراً في هو بـالفاعل إم لا ← هل.
    17. همان، س 15 ـ 18: و هو المسمّى بالتولد و هـو بـاطل، لأنّ المـتولد. [کذا]
    قد يقع في محل القدرة كالعلم والنـظر و التـأليف و المـحاورة و هـو هـاهنا مـحال و إلاّ للزم التداخل. و قد قع لا في محل القدرة← و هو المسمّى بالمتولّد و هـو بـاطل، لأنّ المـتولّد قد يقع في محلّ القدرة كالعلم والنـظر و التـأليف و المـجاورة و هـو هـاهنا مـحال و إلاّ للزم التداخل. و قد یقع لا في محلّ القدرة.
    18. همان، سه سطر آخر: و اعلم أنّ هذه‌ الأدلّة‌ أظهر فساداً من أن تفتقر إلى بيان لاجواهر مدركه لمساً و حساً و هو ضروري و يجوز خلوها من جميع الأمراض ← و اعلم أنّ هذه‌ الأدلّة‌ أظهر فساداً من أن تفتقر إلى بيان. الجواهر مدركة لمساً و حسا و هو ضروري و يجوز خلوها من جميع الأعراض.
    19. ص 621 س 9: فالمزوم مثله ← فالملزوم.
    20. ص 621 س 11: لزوم‌ التداخل ← لزم.
    21. ص 622 س 12: أنّ‌ الأعلام‌ لا تتعلق بـالفاعل← الأعدام‌.
    22. همان، س 2 ازآخر: أمّا‌ لا أولالأوّل.
    23. ص 623 س 14: إنّهم علّلوا الحصل في الحيز← الحصول.
    24. ص 624 س 11: فأبر على ← فأبو على.
    25. ص 625 س 2: إن‌ فعل في المعتدل أحد في الملوحة← أحدث.
    26.
    همان، س 8: بل وضع لها اسم و بـحسب المـوافقة ← اسماء.
    27.
    همان، س 12: و قد ذهب جمع و مـن القـدماء← قوم.
    28. همان، س 14: للشک فـي أنّ الحرارة و البرودة تضاداً و كلّ واد منهما مشتمل على‌ امور‌ متماثلة ← ولاشکّ فـي أنّ بـين الحرارة و البرودة تضاداً و كلّ واحد منهما یشتمل على‌ امور‌ متماثلة.
    29. همان، س 18: اللين فإنه لکون كيفـية لكون الجـسم بها سهل الانفصال عـن الغـير ← کیفیة.
    30. ص 626 س 2ـ 5: و هـو كيفية مدركة بحاسة السمع‌ متولد‌ و بمصاكّة‌ بع الأجسام لبعض بعنف و يشترط التمانع و لا تشترط الصلاة فـي‌ الأظـهر فإن الماء إذا ضرب بعنف سمع مـنه صـوت و ليس ثـمّ صـلابد، و السطـت إذا سمع منه طـنينة إنـما‌ هو‌ لأن‌ بعض أجرائه تصاك بعضا و قد يحصل الصلوت من القلع ←
    و هـو كيفية مدركة بحاسة السمع‌ متولّد‌ بمصاكّة‌ بعض الأجسام لبعض بعنف و يشترط التمانع و لا تشترط الصلابة فـي‌ الأظـهر فإن الماء إذا ضرب بعنف سمع مـنه صـوت و ليس ثـم صـلابة، و الطـست إذا سمع منه طـنينة إنـما‌ هو‌ لأن‌ بعض أجرائه تصاك بعضا و قد يحصل الصوت من القلع.
    31. همان، س 14: منومة تؤدي إلى مـعنى ← منظومة.
    32. همان، س 15: إ نوان به التصور← إن عنوا به.
    33. همان، س 16: ثمّ استدلال عليه← الاستدلال.
    34. ص 627 س 7: يصعب‌ تفكيها‌تفکیکها.
    35. ص 628 س 18: علی مقدو واحد مقدور.
    36. ص 629 س 1: وأمّا لاعجز العجز.
    37. همان، س 3: غایة الرکالةالرکاکة.
    38. ص 630 س 1ـ5: هو الذي يتعلّق بالشيء واحد على وجه واحد، علی طریقة واحـدة‌ في‌ وقت‌ واحد، و مختلف إما باختلافه لمعلوم‌ في‌ ذات‌ أو في الاعتبار، بأن يتعلّق احد العلمين بـالذات اجـمالاً و علی آخر تفصيلاً، أو يتعلّق إحداهما باللذات ببعض اعتباراتها و لآخر بها مع اعتبار‌ آخـر‌ ←
    هو الذي يتعلّق بالشيء الواحد على وجه واحد، و طریقة واحـدة‌ في‌ وقت‌ واحد، و مختلف إمّا باختلافه لمعلوم‌ في‌ الذات‌ أو في الاعتبار، بأن يتعلّق أحد العلمين بـالذات اجـمالاً و علی الآخر تفصيلاً، أو يتعلق إحداهما بالذات ببعض اعتباراتها و الآخر بها مع اعتبار‌ آخـر‌.
    39. همان، س 5: ولأبي هاشم نظرة في ثلاثة مـواضع هـنا ← منازعة.
    40. همان، س 14: فثبوت‌ أحد‌ العـلمين‌ دون الآخـر دال على تمیزهالمغایرة.

    موارد نادرستی و ناراستی در تصحیح رسالۀ الأبحاث المفیدة محدود به نمونه‌های پیشگفته نیست؛ و شمار شایان توجّه دیگری از آنها قابل ذکر است. لیک همین اندازه به گمانم برای نشان دادن میزان دقّت و پایۀ مهارت مصحّح در تصحیح و ارائۀ رساله‌های کلامی کهن شیعه در مجموعۀ عقیدة الشیعة کافی و وافی به نظر می‌رسد. نمی‌دانم آیا ممکن است «این میزان از اغلاط و آشفتگی‌ها در تصحیح یک رسالۀ کوتاه» قابل توجیه و چشم پوشی باشد؟! باز نمی‌دانم آیا میراث کلامی شیعه آنچنان بی ارزش و بی ارج انگاشته شده است که شایستۀ چُنین چاپهای عیبناک و پریشانی (که تنها نامِ «تحقیق» برخود دارند و نه نشانِ آن را) باشد؟ ... داوری با شماست!

    ۱. عقیدة الشیعة (تأصیل و توثیق من خلال سبعین رسالة اعتقادیة من القرن الثاني لغایة القرن العاشر الهجری)، جمع و تحقیق و تقدیم: الشیخ محمّد رضا الأنصاری القمی، ۲ ج، الطبعة الأولی، دارالتفسیر، قم، ۱۳۹۴ ه‍ . ش.
    ۲. نگرید به: مریم حقی (کورانی)، «بستان ۱: هفتاد اعتقادنامۀ شیعی از قرن دوم تا دهم هجری»، مجلّۀ آینۀ پژوهش، دوره ۲۷، شماره ۱۵۷، بهار ۱۳۹۵، صص ۹۵ـ۱۰۰. متأسّفانه نویسندۀ محترم مقاله که به معرّفی کتاب عقیدة الشیعة دست یازیده است، به اشکالات بسیار بنیادین آن پی نبرده و با طرح «چند نکتۀ جزئی که در تورّق کتاب به چشم آمده» (ن.ک: همان، ص ۹۶، ستون دوم، بند دوم) به بیان «ارزش این کتاب برای پژوهشگران» و «قدردانی از تلاش گردآورندۀ گرامی» پرداخته است! نمی‌دانم اینگونه معرّفی‌ آثار چه سودی می‌تواند در پی داشته باشد؟!... البتّه برای خوانندگان، نه نویسندۀ مقاله یا اثر!
    ۳. ارزیابی این رساله در این نوشتار صرفاً به مناسبت معرّفی آن در ضمن سلسله مقالات «نگرشی بر نگارش‌های کلامی» صورت می‌گیرد.
    ۴. «اعتمدنا في هذا التحقیق علی نسخة مکتبة المجلس الشوری الإسلامي بطهران، وهي برقم ۷۴۱۳». عقیدة الشیعة، ج ۲، ص ۶۱۴.
    ۵. نگرید: حِلّی، حسن بن یوسف، الأبحاث المفیدة في تحصیل العقیدة، تحقیق و إعداد: ی.ج [یعقوب جعفری]، مجلّۀ کلام، پائیز ۱۳۷۱ هجری شمسی، سال اوّل، شمارۀ ۳، صص ۲۲ ـ ۴۰.
    دوشنبه ۸ آذر ۱۳۹۵ ساعت ۱۰:۱۲
    نظرات



    نمایش ایمیل به مخاطبین





    نمایش نظر در سایت