آخرین نوشته ها
لینک های روزانه
    از جملۀ ضرورت‌های پژوهشی در زمینۀ اندیشۀ کلامی امامیّه، بررسی آراء و تدوین اندیشه‌نامۀ متکلّمان امامی، خاصّه در حوزۀ بغداد است. اگرچه دربارۀ سایر متکلّمان برجستۀ امامی در ادوار و حوزه‌های دیگر نیز تاکنون آثار درخور توجّه چندانی نگاشته نشده است، و بجز چند اثر ـ از جمله: کتاب سودمند ولی بس محدود و مجمل زابینه اشمیتکه دربارۀ اندیشه‌های کلامی علّامۀ حلّی، و اثر نه چندان مفصّل و صد البتّه نه چندان دقیق هانی نعمان فرحات در خصوص اندیشه‌های فلسفی و کلامی خواجه نصیر الدین طوسی، و کتابی از راقم این سطور در باب فیّاض لاهیجی و اندیشه‌های کلامی او ـ کمتر نوشتار شایان توجّهی دربارۀ اندیشۀ کلامی متکلّمان امامی پیرو مکتب کلام فلسفی منتشر شده است، با این وصف، به نظر می‌رسد بی توجّهی نسبت به تبیین نظرات متکلّمان امامی ادوار متقدّم بیشتر از متکلّمان دوره‌های سپسین بوده است.
    تا آنجا که ذهن یاری می‌کند دربارۀ تفکّرات کلامی متکلّمان امامی حوزۀ بغداد تا پیش از این به غیر از کتاب‌های اندیشه‌های کلامی شیخ مفید نوشتۀ مارتین مَک‌دِرموت، و النظریّات الکلامیّة عند الطوسی تألیف علی محمّد جواد فضل الله، و مجموعه مقالات سه جلدی اندیشه‌های کلامی شیخ طوسی، کتاب شایستۀ ذکر دیگری به طبع نرسیده است. آثار یادشده هم علی‌رغم فوائدی که دارند به هیچ روی جامع و دقیق و عمیق نبوده، از همین رو شایستۀ نام بلند دانشوران نامی امامی مکتب بغداد نیستند. دریغ‌انگیزتر آنکه شوربختانه‌ دربارۀ نظام کلامی متکلّمان امامی حوزۀ بغداد، به‌ویژه مکتب شریف مرتضی و پیروانش، هیچ کتاب قابل یادکردی که بتواند نمایانگر آراء و نظرات این مکتب در خصوص یکایک موضوعات اعتقادی باشد تا این لحظه نوشته و منتشر نشده است. با این اوصاف لازم است کلام پژوهان امامی با جدّیّت و دقّت تمام همّت کرده، تحقیقاتی را در این حوزه سامان بخشند. در این راستا در چند سال اخیر، معدود آثاری در باب اندیشۀ کلامی متکلّمان امامی مکتب بغداد به‌ویژه شریف مرتضی منتشر شده و ممکن است این گمان را در ذهن مخاطبان به وجود آورد که در موضوع یادشده تحقیقات خوب و قابل قبولی صورت گرفته و از این‌رو نیازی به پژوهش‌های بیشتر در این زمینه نیست. این در حالی است که آثار مذکور، با وجود تلاش‌هایی که نویسندگان آنها ـ شکر الله مَساعیهم ـ انجام داده‌اند، و در حدّ خود سودمند نیز هستند، هرگز وافی به مقصود نبوده، به معنای دقیق کلمه آثاری محقّقانه و روش‌مند بشمار نمی‌آیند و در نتیجه، جای خالی پِژوهش‌های دقیق و عالمانه در این عرصه همچنان محسوس است. در این نوشتار نگاهی کوتاه خواهیم انداخت به یکی از همین آثار نوانتشار دربارۀ شریف مرتضی و ضمن معرّفی آن به اجمال خاطرنشان می‌کنیم که چرا آثاری از این قبیل چندان نمی‌توانند نگارش‌هایی محقّقانه در خصوص موضوع بغایت دشوار تبیین اندیشه‌های کلامی امثال شریف مرتضی بشمار آیند.
    کتاب «الشریف المرتضی متکلّماً» نوشتۀ «الدکتور رؤوف احمد الشمرّی» که مورد بازبینی (مراجعه) «ابراهیم رفاعه» قرار گرفته، در سال 1392 ش / 1434 ق از سوی بنیاد پژوهش‌های آستان قدس رضوی با حجم 362 صفحه و در شمارگان 2500 نسخه انتشار یافته است. نویسنده در مقدّمۀ کتاب (ص 4) فقدان پژوهشی آکادمیک را دربارۀ اندیشۀ کلامی شریف مرتضی که بتواند، با توجّه به آراء کلامی پراکندۀ او در ضمن کتب و رسائل مختلفش، بازگو کنندۀ نظام کلامی وی باشد، برانگیزانندۀ خویش بر انجام این تحقیق معرّفی کرده است. کتاب، در شش فصل سامان یافته است. در پنج فصل نخست آن نویسنده کوشیده است آراء شریف مرتضی دربارۀ موضوعات کلامیِ مطرح ذیل پنج اصل اعتقادی توحید، عدل، نبوّت، امامت، و معاد، و در فصل ششم، دیدگاه‌های وی حول «مسائل عقیدتی متفرّقه» - از جمله امر به معروف و نهی از منکر و آجال و ارزاق - را تدوین و تبیین کند.
    در این یادداشت البتّه بنای سنجش فراگیر محتوای تحقیق ارائه شده را ندارم و تنها قصدم ارزیابی منابعی است که محقّق ارجمند در تدوین این کتاب از آنها بهره برده است.
    بطور طبیعی و چنانکه رسم پژوهش‌های معتبر در تمام مجامع علمی است، انتظار می‌رود کتابی که درصدد تدوین و تبیین اندیشه‌های کلامی یک متکلّم برآمده است، این مهم را با لحاظ همۀ آثار مهمّ آن متکلّم به انجام رساند. بدین منظور در وهلۀ نخست باید تمام آثار کلامی منتسب به متکلّم مورد نظر شناسایی شود و در مرتبۀ بعد نحوۀ انتساب آن آثار به وی با دقّت تمام بررسی و تعیین گردد. دلیل این کار کاملاً واضح است: اگر در تدوین و تحریر آراء کلامی متکلّمی برخی از آثار وی شناسایی نشود یا به سبب کاهلی محقّق مدّ نظر قرار نگیرد، تحقیق انجام شده را نمی‌توان پژوهشی کامل و دقیق و جامع الاطراف ارزیابی کرد. در واقع در یک تحقیق همواره باید تمام منابع مرتبط را از نظر گذراند زیرا پیوسته این احتمال می‌رود که متکلّم مورد نظر در آثار مختلفش نظرات متفاوت و یا در کثیری از موارد آراء مکمّلی را ابراز کرده باشد. چه بسا در همان رساله یا کتابی که محقّق از مطالعۀ آن سر باز زده است، متکلّمِ منظور، رأی دیگری را، خلاف آنچه که در دیگر آثارش ابراز کرده بوده است، برگزیده باشد. نیز ممکن است آن متکلّم در اثرِ دیده نشده، رأی متفاوتی را اختیار نکرده باشد ولی تلویحاً یا تصریحاً به نکته و مطلبی اشاره کرده باشد که توجّه به آن، فهم خواننده از رأی آن متکلّم را تصحیح کند یا اینکه حتّی یکسره دیگرگون گرداند. بنابراین یک تحقیق عالمانه و روش‌مندانه درین قبیل موضوعات، گریز و گزیری از بررسی تمام آثار برجامانده از متکلّم مورد نظر ندارد. طبعاً در این گونه تحقیقات هم باید آثار مطبوع یک متکلّم مدّ نظر قرار گیرد و هم - تا سر حدّ امکان - آثار مخطوط او، و در این زمینه پژوهنده، خاصّه در مورد بررسی نکردن و نخواندن یک اثرِ مهمّ منتشرشده از آن متکلّم معذور نخواهد بود.
    افزون بر این، محقّق باید در آغاز تحقیق، تکلیف خودش را با نحوۀ انتساب آثار منسوب به متکلّم مورد نظرش روشن کرده، نظرش را در این خصوص به خواننده اعلام بدارد. بدیهی است که اگر بررسی نظرات کلامی یک متکلّم صرفاً بر اساس آثار مسلّم الانتساب به وی صورت نگیرد تا چه اندازه ممکن است تحقیق انجام گرفته به خطا رفته، نتایج نادرستی به بار آورد. به‌ویژه در مسائل اعتقادی، که ممکن است رساله‌ای به دلایل و انگیزه‌های مختلف جعل و به یک متکلّم نسبت داده شود، احراز قطعیّت انتساب آثار به نویسندۀ آنها امری فوق العاده مهم و اجتناب ناپذیر است. بنابراین از مقدّمات بسیار ضروری تحقیق در آراء هر متکلّم ـ والبتّه بطور عام هر اندیشه‌مند ـ ، توثیق نسبت و تعیین اَصالت و میزان صحّت انتساب آثار منسوب به آن متکلّم است.
    نکتۀ دیگری که باید در خصوص منابع تحقیق دربارۀ اندیشۀ کلامی هر متکلّمی مدّ نظر داشت، رجوع کردن به تمام تألیفات آن متکلّم است که احتمال وجود رأی یا مطلبی کلامی در آنها می‌رود. به تعبیر دیگر، در بررسی آراء کلامی یک متکلّم نمی‌باید تنها به مطالعۀ آثار کلامی آن متکلّم اکتفا کرد بلکه باید سایر آثار او را نیز وارسی نمود و در مقام جست‌وجوی تک گزاره‌ها و نظرات کلامی وی در میان سطور و لابه‌لای مباحث دیگر برآمد. ای بسا که متکلّمی نظر خاصّ خودش را در باب فلان مسئلۀ اعتقادی، در میانۀ بحثی فقهی یا تفسیری یا حتّی در قالب بیت شعری به صورت استطرادی بیان کرده باشد. بنابراین یکی از ویژگی‌های تحقیق روش‌مند و دقیق در باب اندیشه‌های کلامی یک متکلّم یا یک مکتب کلامی آن است که تمام آثاری را که در آنها ظنّ وجود نظرات و مطالب کلامی مربوط به آن متکلّم یا مکتب می‌رود، مدّ نظر قرار دهد و از بررسی حتّی کوچک‌ترین و به نظر کم اهمیّت‌ترین آنها نیز فرو گذار نکند.
    اکنون با عنایت به نِکات یادشده، به ارزیابی کلّی منابعی که رؤوف احمد الشمرّی در کتاب «الشریف المرتضی متکلّماً»، برای تحقیق در باب آراء سَیّد مرتضی از آنها استفاده کرده است، می‌پردازیم.
    نخستین اشکالی که در این زمینه به نظر می‌رسد عدم مراجعه و استفادۀ محقّق از دو کتاب اصلی کلان کلامیِ شریف مرتضی یعنی الملخّص، و تتّمۀ آن، الذخیرة، است. بسیار شگفت آور می‌نماید که نویسندۀ «الشریف المرتضی متکلّماً» برای تبیین اندیشه‌های کلامی شریف مرتضی اصلاً به این دو اثر توجّه نکرده و این دو کتاب را جزء منابع تحقیق خود قرار نداده است. اهل کلام خود نیک می‌دانند که در میان آثار شریف مرتضی الملخّص و الذخیرة از مهمترین و عمده‌ترین نگاشته‌‌‌های کلامی وی بشمار می‌آید و بطور طبیعی از نخستین و ضروری‌ترین منابع تحقیق در باب اندیشه‌‌های کلامی وی نیز محسوب می‌شود. در این صورت، کتابی که بدون مراجعه به این دو اثر گرانسنگ، دربارۀ آراء کلامی شریف مرتضی نگاشته شده باشد، تا چه اندازه ممکن است دقیق، کامل و قابل اعتماد باشد؟ درست مثل اینکه کسی در باب فلسفۀ ابن سینا تحقیق کند ولی در شفاء و اشارات وی نظر نکند. طبعاً چُنین تحقیقی نزد اهل فلسفه مقبول و مطلوب نخواهد بود. به هر روی، رؤوف احمد الشمرّی در تألیف خود از این دو اثر کلامی سترگ شریف مرتضی بهره نگرفته است و نام الملخّص و الذخیرة نه در مقدّمۀ ایشان ـ در موضعی که آثار کلامی سَیّد مرتضی را برشمرده‌اند (صص 24 ـ 23) ـ آمده است، و نه در ارجاعات موجود در پاورقی‌ها، و نه در فهرست منابع کتاب. بجِد جای تعجّب و پرسش است که چرا محقّق ارجمندی که از آثار مختلف شریف مرتضی از جمله برخی آثار مخطوط وی نیز استفاده کرده است، از مطالعۀ الملخّص و الذخیرة غَفلت نموده است؟
    بر اثر همین غَفلت، نویسندۀ محترم در خصوص نگاشته‌های شریف مرتضی در باب «معاد» چُنین اظهار نظر کرده است که شریف مرتضی دربارۀ این موضوع به استثناء رسالۀ أحکام أهل الآخرة کتاب مشهور دیگری نداشته و آراء او در این زمینه بطور پراکنده در امالی یا برخی از رساله کلامی کم حجم وی مثل جُمل العلم والعمل و الأصول الاعتقادیة بیان شده است (ص 324). این در حالی است که شریف مرتضی در کتاب الذخیرة فصل مستقلّی را زیر عنوان «الکلام فی الوعید السمعی» به بحث از معاد اختصاص داده و بتفصیل از مباحث مطرح در این باب سخن گفته است. با این وصف، پژوهندۀ مذکور در کتاب خود هیچیک از مباحث طرح شده در الذخیرة را، در مقام تحقیق و واکاوی دیدگاه‌های شریف مرتضی در خصوص معاد لحاظ نکرده است.
    اشکال دیگری که در خصوص برخی از منابع این تحقیق به نظر می‌رسد، استناد به بعضی از رساله‌‌هایی است که انتساب آنها به شریف مرتضی قطعی نبوده، بل مورد نفی و انکار قرار گرفته است. برای نمونه، نویسنده در این کتاب چندین بار به رسالۀ اِنقاذ البشر من الجبر و القدر استناد جسته و در مقدّمه هم آن را ضمن آثار کلامی مهمّ شریف مرتضی برشمرده است (ص 23) در حالی که بنابر نظر برخی از محقّقان این رساله با توجّه به نوع اصطلاحات ودرون مایه‌اش نمی‌تواند نگاشتۀ شریف مرتضی بوده باشد. 1 در این خصوص نگرید به یادداشت جناب آقای دکتر حسن انصاری در پایگاه اینترنتی «کاتبان» زیر عنوان: « مشکل انتساب کتاب انقاذ البشر من الجبر والقدر به شريف مرتضی (همراه با گفتاری از استاد مدرسی طباطبايی)» به نشانی:
    http://ansari.kateban.com/post/1923

    از آنچه گفته شد آشکار می‌گردد که کتاب «الشریف المرتضی متکلّماً» دست کم از حیث منابع مورد استنادش - بویژه با توجّه به استفاده نکردن از الملخّص و الذخیرة -دچار نقص و ضعف قابل ملاحظه‌ای است و از این‌رو طبعاً نمی‌تواند تحقیق کامل و دقیقی در باب آراء کلامی شریف مرتضی به‌حساب آید. با این وصف، چون پژوهش‌های معتبر بیشتری در این زمینه در دست نداریم، رجوع به همین کتاب نیز برای پژوهشگران کلام امامی مغتنم و سودمند به نظر می‌رسد.


    ۱. در این خصوص نگرید به یادداشت جناب آقای دکتر حسن انصاری در پایگاه اینترنتی «کاتبان» زیر عنوان: « مشکل انتساب کتاب انقاذ البشر من الجبر والقدر به شريف مرتضی (همراه با گفتاری از استاد مدرسی طباطبايی)» به نشانی:
    http://ansari.kateban.com/post/۱۹۲۳
    پنجشنبه ۱۵ مرداد ۱۳۹۴ ساعت ۱۱:۱۵
    نظرات



    نمایش ایمیل به مخاطبین





    نمایش نظر در سایت

    مرتضی خوش صحبت
    ۲۸ دي ۱۳۹۷ ساعت ۲۳:۰۲
    با تقديم سلام و تحيت؛
    درباره آراء‌ کلامي سيد مرتضي در سال 1391 نيز توسط آقاي اسعدي کتابي در 407 صفحه به رشته تحرير درآمده است که به لحاظ زماني مسبوق بر اثر فوق، دست‌کم در زبان فارسي، است. بنده اين کتاب را ملاحظه کرده‌ام. اين کتاب با زباني ساده آراي کلامي سيد مرتضي را بررسي کرده است اما ممکن است به لحاظ برخي نکات ظريف در کلام دوره بغداد اشکالاتي وجود داشته باشد. علاقمندم نظر شما را درباره اين کتاب و ارزش علمي آن بدانم. از لطف شما سپاس‌گزارم

    سلام علیکم