آخرین نوشته ها
لینک های روزانه
    انتشار فراخوان کنگرۀ بین المللی هزارۀ سَیّدِ مرتضی عَلَمُ الهُدی (ره)، و اعلام بنای بانیان این کنگره بر تصحیح و طبع مجدّد آثار شریف مرتَضی در قالب سی مجلّد، و نشر پِژوهش هایی دربارۀ احوال، آثار و آراء وی در ده مجلّد، نوید بخشِ بزرگداشت و اِحیای آثار یکی از برجسته ترین اندیشه-وران عالَم تشیّع بود. خبر برگزاری این کنگره که قرار است به همّت مؤسَّسۀ علمی ـ فرهنگی دارالحدیث و همراهی چندین نهاد علمی دیگر برگزار شود، در ابتدا نیز بس مسرّت آمیز در نظر افتاد؛ امّا پس از چندی، با آشکار شدن جزئیّات بیشتر در خصوص کمّ و کیف آثاری که بناست منتشر شود، و اعلام نام بعضِ محقّقانی که برای تصحیح آثار یا نگارش پژوهش ها انتخاب شده اند، نگرانی هایی را در دل ارادتمندان به شریف مرتضی و تُراث وی پدید آورد؛ نگرانی از اینکه مبادا بار دیگر، بجای نکوداشت و اِحیای آثار یکی دیگر از دانشمندان نامور شیعه، آنچه مقصود نظرِ برگزارکنندگان کنگره قرار گرفته است، صِرفِ برگزاری چند جلسۀ یادبود و انتشار چندین جلد کتاب (والبتّه تمبر)، و در نهایت، ارائۀ کارنامه ای درازدامن از فعّالیّت های صورت گرفته توسّط نهادهای علمی خودشان باشد.
    طبعاً تا پیش از انتشار مجموعه آثار کنگره، نمی توان در خصوص کمّ و کیف نشر این آثار قضاوت و ارزیابی قطعی کرد؛ امّا با توجّه به پیشینۀ این قبیل همایش ها و بزرگداشت ها، بویژه آنچه در مورد کنگرۀ عبدالجلیل رازی قزوینی رخ داد، و همچنین رَوند و رَوالی که علی الظاهر بانیان این کنگره در خصوص تصحیح آثار شریف مرتضی در پیش گرفته اند، تا حدّ زیادی می توان حدس زد که کار چگونه از آب درخواهد آمد. امّا از آنجا که «علاج واقعه قبل از وقوع باید کرد» مناسب دیدم پیش از آنکه «کار از کار بگذرد» و بجای تصحیح شایستۀ آثار شریف مرتَضی، شاهد تضییع مجدّد تراث وی باشیم، چند مطلب را مِن باب تذکّر، خدمت ارباب این کنگره عرض کنم. امید که صدای این کمترین به گوش صاحبان کنگره رسد و موجب شود ایشان دست کم در فرصت باقیمانده تا همایش، در مواردی که لازم است اندک تجدید نظری نمایند تا ان شاء الله در ادامه، کار به نحو احسن به سرانجام رسد. بطور قطع برگزاری همایش و نیز چاپ آثار شریف مرتضی به گونه ای که شایسته و درخور شأن اوست، موجب سربلندی امامیّه و بطور خاص حوزۀ علمیۀ قم می شود؛ همانگونه که کنگرۀ شیخ کلینی و تصحیح ممتاز کتاب کافی موجد افتخاری برای جامعۀ دینی ما و مؤسّسۀ ارجمند دارالحدیث شد.
    ۱. شریف مرتَضی (م ۴۳۶ ق) شخصیّتی اگر نه بی نظیر، بطور قطع کم نظیر در تشیّع و حتّی جهان اسلام است. نقش وی در تکوین ابعاد علمی مختلف مذهب شیعه، خاصّه علم کلام و دانش اصول فقه، بسیار برجسته و حائز اهمّیّت است. اگر چه در وصف نقش وی در پیشبرد و دفاع از مکتب تشیّع، سخن، فراوان گفته شده است؛ ولی دریغ دارم در اینجا به کلام حاکم چِشُمی (م ۴۹۴ ق)، عالم برجستۀ معتزلی زیدی ایران، در وصف شریف مرتَضی که او را قوام بخشِ مذهب و مکتب تشیّع دانسته است، اشاره نکنم. وی در الرسالة التامّة فی نصیحة العامّة آنگاه که به توصیف تکوین مذهب امامیّه می‌پردازد به نقش سَیّد مرتَضی و نگاشته های وی در شکل گیری ابعاد علمی مختلف مذهب تشیّع اشاره کرده، می‌گوید:
    «صار هذا المذهب مذهباً بالمرتضی، لأنّه صنّف الکتب فی الاصول و الفروع و الإمامة، و نصره و خلط التوحید و العدل به».
    این بیان حاکم چِشُمی که مذهب امامیّه به دست شریف مرتضی تبدیل به یک مذهب و مکتب شد ـ علی رغم اغراق ناسَزاوار و داوری یکسو نگرانۀ خصومت آلودش، و با اینکه یکسره از سَرِ ناهمدلی با امامیّه رقم خورده است ـ بخوبی نشانگر نقش برجستۀ تألیفات علم الهدی در تکوّن جنبه های علمی گوناگون مذهب تشیّع، دست کم از منظر عالمی معتزلی همچون چِشُمی، است.
    باری، بطور مسلّم شکوفایی کلام مکتب بغداد امامیّه بیش از هر شخصیّت دیگری وامدار شریف مرتَضی، یا به تعبیر عبدالجلیل رازی قزوینی: «مرتَضای بغداد» است. دانش اصول فقه نیز بی گمان با آثار ارزشمند وی، مهمتر از همه الذریعة إلی اصول الشریعة، در میان امامیّه بسط یافت. دیگر آثار او در زمینۀ فقه و ادبیّت عرب و شعر و تفسیر و حدیث نیز همین گونه ارزیابی می¬شود.
    بدین روی، ابعاد مختلف شخصیّت علمی شریف مرتَضی و نقش کم نظیر وی در تشیّع مقتضی آن است که در بزرگداشت وی و اِحیای آثارش، همّت و دقّت فراوانی ورزیده شود و با احتیاط بسیار، در نشر نگاشته های ارج مند وی گام برداشته شود.
    ۲. گذشته از جایگاه والای شریف مرتَضی در میان امامیّه، وی رُتبت و مقامی بلند در نظر عالمان و محقّقان اهل سنّت دارد. توصیفاتی که بزرگان اهل سنّت از گذشته تا حال در ستایش بسیار از وی و دانش گسترده اش آورده اند، بخوبی بیانگر مکانت و منزلت وی در پیش چشم دانشوران اهل سنّت است. تداول آثار ماندگار شریف مرتَضی در میان دانشمندان سنّی مذهب، خود، گواه دیگریست بر این مطلب. افزون بر این، نقش سَیّد مرتَضی در پیشبرد کلام معتزلی موجب جلب توجّه مستشرقان و معتزله پژوهان غربی به او و آثارش در دوران اخیر شده است؛ بنابراین صاحبان کنگره حتماً باید توجّه داشته باشند که شریف مرتَضی شخصیّتی جهانی دارد و آثار وی مورد اقبال بسیاری از شیعه پژوهان و کلام پژوهان سنّی و غربی نیز است. طبعاً آثار منشور این کنگره نیز در معرض دید و داوری پژوهشگران اهل سنّت و مستشرقان قرار خواهد گرفت، و در نظر آنها نمونه ای خواهد بود از نحوۀ بزرگداشت امامیّه از بزرگان مذهب خود.
    ۳. آثار کلامی شریف مرتضی و نیز دیگر آثار کلامی متکلّمان امامی مکتب بغداد پیچیدگی ها و ظرافت های خاصّی دارد و فهم مطالب و مقاصد نویسندگان آنها به راحتی امکان پذیر نیست. الملخّصو الصرفة و دیگر رسائل کلامی سیّد به هیچ روی همانند متون کلامی و فلسفیِ متأخّر نیست که هر دانش آموختۀ واجد سوادِ کلامی از عهدۀ قِرائت و فهم و تصحیح آنها برآید، چه رسد به کسانی که هیچ دانش اندوزی در علم کلام هم نکرده اند و مع ذلک به صِرف آشنایی اندک با زبان عربی و فنّ تصحیح متون بخواهند عهده دار تصحیح این قبیل آثار سیّد شوند. در واقع، تصحیح آثار شریف مرتضی تنها از کسی ساخته است که تخصّص و خِبرگی کافی در کلام متقدّم شیعه، بویژه کلام مکتب بغداد، داشته باشد و با زبان و اصطلاحات کلام معتزلی نیز بخوبی آشنا باشد.
    از این رو، بدون شک سپردن «کُنتراتی» تصحیح آثار کلامی شریف مرتضی به برخی از مصحّحان، که پیشینۀ علمی آنها، و نیز تجربیّات گذشته شان در تصحیح ناموفّقِ بعضِ تألیفات شریف مرتَضی گواه بر عدم صلاحیّت ایشان در دستیازی به چُنین کار دشواری است، کاریست بس نسنجیده و بغایت نادرست که ثمره ای جز تضییع آثار مرتَضای بغداد ندارد. پیشتر در یادداشتی که در نقد تصحیحالذخیرة سیّد مرتَضی نگاشتم تا حدودی وضع اسفبار تصحیح آن اثر و همچنین دیگر آثارِ کلامیِ مکتب بغداد امامیّه را یادآور شدم و بیان کردم که نابسامانی ویراست هایی این چُنین، اغلب ناشی از شتاب زدگی و نیازمودگی مصحّحان در تصحیح اینگونه متن ها است. اکنون گویا همان ماجراست که باز رخ می نماید؛ چراکه به ظاهر، برنامه ای عالمانه و محقّقانه در خصوص ویرایش آثار شریف مرتضی در پیش گرفته نشده است.
    امیدوارم چُنین نبوده باشد که به رسم معمول همایش ها و کنگره ها، آثار شریف مرتضی همچون گوشت قربانی بر عدّه ای عرضه شده باشد تا هر کس هر یک را خواست برگزیند و مشغول تصحیح آن شود. اصحاب کنگره که خود از فضلای قوم و قم هستند بهتر از حقیر می دانند که هر کسی از عهدۀ تصحیح هر متنی بر نمی آید. آخر مگر نه اینست که ویرایش و تصحیح شایستۀ یک متن، متوقّف بر تخصّص مصحّح، و فهم دقیق او از متن است؟
    البتّه بد نیست کسانی هم که عهده دار تصحیح آثار شریف مرتَضی یا تدوین اندیشه نامۀ وی شده یا خواهند شد، پیش از دستیازی به این کار غامض با خود خلوت کرده و ببینند آیا از روی متون کلامی سیّد می توانند به درستی قِرائت کنند، و اگر نه همه، لا اقل بیشتر عبارات وی را فهم کنند؟ آیا ایشان احاطۀ کافی به ذهن و زبان و آثار شریف مرتَضی دارند که به انجام چنین کاری اقدام کرده اند؟ اساساً آیا در فرصت اندک یک یا دو سال ممکن است کسی بتواند مجموع آثار شریف مرتضی را به دقّت بخواند و اندیشه نامۀ وی را تدوین کند؟ آن هم در کنار هزار و چند کار و مسئولیّت دیگر که نوعاً محقّقان گرفتار آنند!
    غرض آنکه کار تصحیح آثار شریف مرتضی و تدوین اندیشه های وی کاریست بسیار دشوارتر از آنچه در ظاهر می نماید و باید در فرصت مناسب و با صرف دقّت لازم به سرانجام رسد. بنده که چند سالیست مشغول به تصحیح تمهید الاصول شیخ طوسی هستم از نزدیک با صعوبت های این قبیل کارها آشنا هستم و به مرور دریافته ام که تصحیح و فهم کلمه به کلمۀ آثار بزرگان مکتب بغداد نیازمند دقّت و بررسی بسیار است. امیدوارم دیگر مصحّحانی هم که به تصحیح آثار سیّد مرتضی دست یازیده اند بدین نکته ملتفت باشند.
    در هر حال به نظر می رسد که ارباب با فضل و فضیلت کنگرۀ شریف مرتَضی باید در طریقتی که پیموده و منهجی که اختیار می کنند قدری ـ و شاید هم بیش از قدری! ـ تجدید نظر کنند و با دقّت و حوصلۀ بیشتر این کار سترگ را به پیش برند. بخصوص شتابِ برگزار کنندگان کنگره برای آنکه مجموع آثار سیّد تا هنگام همایش آمادۀ نشر شود بطور خاص، ممکن است مشکل ساز شود و زمینه ساز نشر ویراست هایی نا استوار و شتابزده از آثار شریف مرتَضی گردد. چه اشکال دارد که بانیان کنگره، امر تصحیح تألیفات شریف مرتَضی را به دست عدّه ای کاردان و متخصّص از حوزۀ علمیۀ قم یا حتّی متخصّصانی در خارج کشور بسپارند تا در فرصت کافی و با دقّت وافی این امر خطیر را به سرانجام رسانند و به مرور زمان این آثار را با همان نام و نشان کنگره به طبع رسانند؟ آخر مگر نه اینست که بزرگداشت سیّد اجل، مرتَضای بغداد، به بزرگداشت آثار او و ارائۀ ویراست هایی شایان شأن اوست؟
    چُنان که مسموع افتاد، شریف مرتَضی این بختِ خوش را داشت که نهادهای مختلف علمی بر سر برگزاری کنگرۀ او نزاع کنند! امّا آیا وی از این اقبال نیز برخوردار خواهد بود که ویراستی شایسته و طبعی مطبوع از آثارش ارائه شود؟
    امید می برم با کاردانی و لیاقتی که در بانیان این کنگره سراغ داریم و همچنین صرف دقّت و حوصلۀ کافی از سوی مصحّحان و محقّقانی که عهده دار تصحیح و نشر آثار شریف مرتضی شده اند شاهد برگزاری کنگره ای پربار و آبرومند برای سیّد اجل شریف مرتضی باشیم، بمنّ الله و توفیقه.
    شنبه ۱۳ دي ۱۳۹۳ ساعت ۱۲:۳۹
    نظرات



    نمایش ایمیل به مخاطبین





    نمایش نظر در سایت

    شفق
    ۷ فروردين ۱۳۹۴ ساعت ۲۳:۱۶
    سلام
    از تعهد و نگاه دلسوزانه شما در این نوشتار متشکرم. امید که در کشاکش سیاسیت های اجرایی و نگاه علمی و محققانه به مقوله فرهنگ اسلامی و ایرانی پیروزی ازآن مرتبت علم باشد.
    فریدزاده
    ۱۴ دي ۱۳۹۳ ساعت ۱۸:۵۳
    آقای عطائی - چرا همه اش به تمهید الاصول گیر می دهید که چاپ آن هر چند ایده آل نیست (به خصوص از نظر شکلی) ولی مایه آبروریزی هم نیست. یک نگاهی به جمل العلم و العمل چاپ آقای اشکوری (چه نسخه مستقل چاپ نجف و چه نسخه مندرج در رسائل مرتضی) بیاندازید و ببینید هیچ معنی معقولی از همان اولین صفحه کتاب به دست می آورید؟ بعد همان صفحه را با متن نقل شده در شرح جمل منسوب به خود مرتضی چاپ یعقوب جعفری مقایسه کنید و ببینید اصل متن چه بوده و آقای اشکوری یک متن راستاحسینی را چه جور خوانده است. بدون اغراق ده ها غلط مغیّر معنی در همان یک صفحه پیدا می شود که متن را بالکلّ بی معنی کرده است.